close
تبلیغات در اینترنت
رستم و ممسنی اصلش یکی‌است و از هم جدا نمی‌شوند و همه‌ی آنها یک رشته هستند
loading...

نورباران ویژه ممسنی و رستم

  رستم و ممسنی اصلش یکی‌است و از هم جدا نمی‌شوند و همه‌ی آنها یک رشته هستند تاریخ بیانگر نگرش‌های متفاوتی است که به نگارش درمی‌آیند و یا در ذهن‌ها و خاطره‌ها به یادگار می‌ماند و عدم کتابت تاریخ نیز موجب تحریف آن می‌شود. ممسنی و رستم در سال 42 شاهد درگیری نیروهای ارتش پهلوی با عدّه‌ای از اهالی امیرایوب به همراه عده‌ای از طایفه‌ی جلیل و عده‌ی قلیل دیگری بوده است."ملامحمدحسن انصاری" 88 ساله، تنها بازمانده جنگ گجستان است.…

 

رستم و ممسنی اصلش یکیاست و از هم جدا نمیشوند و همهی آنها یک رشته هستند

تاریخ بیانگر نگرشهای متفاوتی است که به نگارش درمیآیند و یا در ذهنها و خاطرهها به یادگار میماند و عدم کتابت تاریخ نیز موجب تحریف آن میشود. ممسنی و رستم در سال 42 شاهد درگیری نیروهای ارتش پهلوی با عدّهای از اهالی امیرایوب به همراه عدهای از طایفهی جلیل و عدهی قلیل دیگری بوده است."ملامحمدحسن انصاری" 88 ساله، تنها بازمانده جنگ گجستان است. برای گوش سپردن به صحبتهای وی شبی سرد و زمستانی را با کلام گرم و دلنشین او سپری کردیم.

شاهنامه را خوب می‌خواند و با شعری از شاهنامه آغاز می‌کند:

الا ای برآورده چرخ بلند

چه داری به پیری مرا مستمند

جوان بودم و بهترم داشتی

به پیری مرا خوار بگذاشتی

ساده و صمیمی ادامه داد:

خوش آمدید! پاتون سر تیَلمون.

ز بهر تو پیمودم این راه دور

ز تورون به ایرون ز ایرون به تور

شما آقایان راه درازی را به خاطر من پیموده‌اید امّا پیری‌است و نیرنگ مرگ! هشتاد و هشت سال از عمرم می‌گذرد و همه چیزم فرسوده شده و اثرات پیری در وجودم نمایان است. گوشم سنگین و چشمم جبین است.

من از دوران جوانی و جنگ گجستان خاطرات فراوانی دارم. از سال 42 تا 57 به خاطر جنگ گجستان در کوه‌ها بودم ولی امروز گوشم کر، چشمم کور و ناتوانِ ناتوانم. تنها فرزند پسرم در بستر بیماری است و ناراحتی قلبی دارد.

از ملامحمدحسن خواستیم از خاطرات گذشته، شاهنامه خوانی، برادری و عشق و علاقه‌ی مردم برایمان بگوید و با همان سلحشوری خاص بیان نمود:

ز گیتی دو چیز است جاوید و بس

دگر هر چه باشد نماند به کس

سخن گفتنِ نعز و کردار نیک

بماند همی تا جهان هست و ریگ

ز خورشید و از باد و از آب و خاک

نگردد تبه نام گفتار پاک

بدان ای پسر کاین جهان بی‌وفاست

پر از رنج و تیمار و درد و بلاست

هر آنکس که باشد بدو شادتر

ز رنج زمانه دل آزادتر

همان شادمانی نماند به جا

که باید شد از این سپنج سرا

بپرسیدم از هر کسی بی‌شمار

بترسیدم از گردش روزگار

که این روز بر هر کسی بگذرد

زمانه دمی را همی بشمرد

بکوشیدم و رنج بردم بسی

ندیدم که ایدر بماند کسی

و دیگر که گنجم وفادار نیست

همان رنج را کس خریدار نیست

همان گنج دینار و کاخ بلند

نشاید بُدَن مر ترا سودمند

نه فرزند ماند، نه تخت و کلاه

نه دیهیم شاهی نه گنج و سپاه

بر این کار چون بگذرد روزگار

از او نام نیکی بود یادگار

برق اشک در چشمانش دیده‌می‌شود اما قطره‌ای نه، با اشاره به تلخی و سختی زندگی و عدم دلبستگی به ناپایداری آن برای ما اشعار دیگری از فردوسی را زمزمه کرد:

سرشت تن از چار گوهر بود

که با مرد هر چار در خور بود

یکی پر هنر مرد با شرم و داد

دوم کاو بود یک‌دل و یک نهاد

سوم چون میانه گزیند به کار

پسند آیدش بخشش روزگار

چهارم نراند سخن از گزاف

به بیداد شاه، مُزد جوید ز لاف

من سوادی ندارم امّا چیزهایی از فردوسی برداشت کرده‌ام، که خدمتتان بیان می‌کنم:

چه با تاج و تخت و چه با رنج سخت

ببندیم هر دو بناچار رخت

فردوسی گفته که هر کسی دارای تاج و تخت است و هر که دارای رنج سخت است، هر دو باید کفن بپوشند و بروند و این دنیا بر هیچ کس وفادار نیست.

از ملامحمدحسن پرسیدیم خواندن و نوشتن و شاهنامه خوانی را از چه کسی یاد گرفتی؟‌‌

از نوشتن که هیچ، نمی‌توانم بنویسم. در زمان جوانی کشف‌الابیات و شاهنامه‌ای به دستم افتاد و در زمان جوانی آنها را خواندم و حالا هم به واسطه‌ی پیری، چشم‌هایم نمی‌بیند و از زمانی که بواسطه‌ی جنگ گجستان در کوه‌ها زندگی می‌کردم یک رادیو داشتم و یک کتاب و یک تفنگ.

در 31 فروردین 41 که جنگ گجستان آغاز شد تا سال 57 در کوه‌ها و غارها زندگی می‌کردم، خوراکم در این مدت گیاهان کوهی بود و تا انقلاب اسلامی در کوه‌ها بودم و بویی از آدمی نمی‌شنیدم، -با خنده‌ی نمکینی تضمینی از فردوسی آورد که:

خوراکم گیاهان کوهی بَُوَد

که بویی همی ز آدمی نشنود

خورشت گور، پوشش همه چرم گور

گیاه خوردمی و گهی آب شور

در تنگه‌ای به صورت ابتدایی زندگی می‌کردم که آبش شور بود و با ظهور انقلاب و 22 بهمن به ده برگشتم و با کمک مردم و با ده-بیست تیر هوایی پاسگاه‌های "گل‌بابکان" و "نوگک" را تسخیر کردم. شور و شوق او برای بیان مطالب بیشتر از ما برای شنیدن بود، با همان شور حماسه‌گونه، صحبت‌هایش را ادامه داد:در سال 42 اعلامیه‌ای از قم به دست ما رسید که: «با چه مجوزی مدرسه‌ی فیضیه را آتش زده‌اید؟ با چه مجوزی طلّاب را کتک زده‌اید؟ با چه مجوزی علما را به قتل رسانده‌اید؟ ...»

اخبار به دست ما رسید و انقلابیون اعلامیه‌ها را پخش کردند که امام تبعید شده است. از روحانی ده پرسیدیم و او گفت: در قم روحانیون را کشته‌اند و می‌زنند. عده‌ای نیز اعتقاد داشتند که شاه یک فرعون است، کسی تاب مقاومت در برابر او را ندارد و هر کس با وی درگیر شود، نابود می‌شود.

ما سلاح زیادی داشتیم: برنوبلند، برنو وسط و پنج تیر پران. دو گردان از کرمانشاه برای مقابله با ما حرکت داده شد البته مخبر هم داشتند که آنها شناسایی شدند و نامشان را نمی‌گویم.

"سرهنگ ناجی" نیروها را تا روستای "زیرگر نوگک" آورد و آنجا مستقر کرد. دو گردان 160 نفره را از کازرون با قاطر و حیوانات باری کرایه‌ای، توپ، مسلسل و خمپاره، نارنجک و انواع و اقسام مهمات ارتش از کازرون به "نوگک" آوردند. آنها ما را اشرار خطاب کرده بودند و به آنها گفته بودند امیرایوب جای اشرار است و شما به آنجا لشکرکشی کنید.!

آن زمان تا امیرایوب جاده نبود و انتهای جاده، پوزه‌ی کوپن بود. نیروهای دولتی با کمک مخبرهایی از رستم و طایفه‌ی جلیل از تنگ گجستان و پشت نوگک وارد شدند و شب هنگام به کوه "دوبند" رسیدند. عدّه‌ی ما کم بود. خودم، غلامحسین سیاهپور، مرحوم عبدالمحمّد انصاری که دولت پهلوی اعدامش کرد-یادش به خیر-، مرحوم کردی، شاپور، پدر یدالله و تعدادی از طایفه جلیل که 12 نفری می‌شدیم.

ما به کوه "سربند" رفتیم. آن زمان امکانات پیشرفته ارتباطی مثل امروز نبود و نیروهای نظامی یک بیسم هندلی داشتند. با بیسیم به سرهنگ ناجی اطلاع داده بودند که بنابراظهار مخبرها، راه بسته است و امکان پیشروی وجود ندارد. سرهنگ ناجی گفت: به آنها حمله کنید، آنها چند اسلحه‌ی پوسیده دارند و نمی توانند مقاومت کنند.

ما فردای آن روز از سه محور جلو و دو طرف حمله کردیم. توپ شصت تیر را از روی قاطر پیاده کردند و با شلیک گلوله‌های آن به طرف ما خیال کردند که ما ترسیده‌ایم و فرار کرده‌ایم غافل از آنکه:

دلیران نترسند از آوای کوس

که یک پاره چوب است و یک پاره پوس

نیروهای دولتی دیوانه‌وار به همه طرف شلیک می‌کردند. ما بر این موضوع متفق بودیم که ابتدا بی‌سیم را از کار بیندازیم تا ارتباط قطع شود. بی‌سیم‌چی در حال استقرار وسایل خود بود که دستگیر شد. بیسیم‌چی از ما خواست که او را بکشیم اما ما اسیر نمی‌کشتیم. البته بیسیم‌چی قبل از دستگیری اطلاعاتی راجع به اوضاع منطقه به مقر گزارش داده بود و 4 هواپیمای جنگی مرتّب در منطقه مانور می‌دادند.

بیسیم‌چی گفت: از شما خواهش دارم که حداقل یک تیر به دست من بزنید تا من زخمی بشوم و گرنه بعد از جنگ مرا اعدام می‌کنند که ما این کار را هم انجام ندادیم.

بیسیم‌چی فارس زبان بود و اظهار داشت که دو گردان 160 نفره از کرمانشاه تا نفر آخر مقاومت می‌کنند و تسلیم نخواهند شد. در بین آنها پنج افسر بود که اسامی آنها یادم هست: سبحانی، ریحانی، سلحشور و ... .

ساعت 7 صبح که جنگ شروع شده بود تا 7 صبح فردا ادامه داشت. ما از سلاح‌های جنگی غنیمت گرفته شده اطلاعاتی نداشتیم و نمی‌توانستیم با آنها کار کنیم و تنها با اسلحه‌ی ام-یک به‌خاطر کار کردن و تمرین آن با نیروهای ژاندارمری آشنایی داشتیم.

چو ام-یک به دست عشایر رسید

که هوش از سر افسران ورپرید

اسلحه‌های سبک را جمع نموده و بقیه را بار کردیم. در این جنگ یک نفر به نام لهراسب بابکانی از طایفه‌ی بابکان کشته شد. جسد او را نیز به امیرایوب منتقل کرده و به خاک سپردیم.

ما فهمیدیم که دیگر آسایش و آرامش نداریم و نیروهای دولتی ما را لحظه‌ای آرام نخواهند گذاشت. با ایل و تبار به کوه‌ها و غارها پناه بردیم. نیروهای دولتی با کمک هواپیما تمام ساختمان‌های گلی و سنگی و کپرهای آبادی‌ها را از بین بردند.

در جنگ گجستان مردم ممسنی و رستم به خاطر ترس از ظلم شاه می‌گفتند که: این افراد از بویراحمد هستند و یاغی شده‌اند.

فصل بهار بود که هواپیماها امیرایوب را بمباران کردند و سپس اعلامیه‌هایی از سپهبد بهرام آریانا روی سر ما ریختند که:

"شما فرزندان فریب خورده‌ی این آب و خاک هستید. ما با شما دشمنی نداریم و این افسران و سربازان و درجه‌داران که جان خود را نثار کردند، به‌خاطر راهنمایی شما بود و شما اعم از زن و بچه و مرد به نزدیکترین ستون ارتش خود را معرفی کنید تا مداوا شوید."

آنها گمان می‌بردند به‌واسطه‌ی بمباران‌ها ما زیاد زخمی شده ایم غافل از آن‌که فقط یک زن از طایفه‌ی جلیل و یک بچّه تلفات داشتیم اما تعداد زیادی از گاو و گوسفندهای ما در این بمباران‌ها از بین رفتند.

در جنگ گجستان از یاسوج به جز غلامحسین سیاهپور و تعدادی از طایفه‌ی جلیل و لهراسب موسی‌پور از بابکان که کشته شد، هیچ کس به طرفداری از ما حضور نداشت.

مردم کهگیلویه و بویراحمد بعداً گفتند این جنگ را ما انجام داده‌ایم و "ولی پناهی" را نماینده‌ی خود قرار دادند و به همراه حاج اسماعیل مظفری، کی عطا و تعدادی از سران بویراجمد پیش شاه رفتند. ولی پناهی بعد از تعظیم و ادای احترام به شاه می‌گوید: خلاف از بنده و عفو از خداوند است. شاه می‌گوید: عفو گرگ، مرگ است. ولی پناهی می‌ترسد و شاه تند می‌شود: چرا سران کهگیلویه و بویراحمد دست به این کار‌ها می‌زنند؟

حاج اسماعیل که بیشتر سرد و گرم روزگار را چشیده بوده، ادامه می‌دهد: قبله‌ی عالم ما گرسنه‌ایم و همین بودجه‌ای را که به باغ وحش می‌دهید، به ما بدهید. شاه به آنها عفو می‌دهد و اسامی 12 نفری را که دلشان نمی‌خواسته عفو شوند در لیست عفو وارد نمی‌کنند. این 12 نفر عبارت بودند از: غلامحسین سیاهپور، کردی انصاری داماد غلامحسین، عبدالله خان، ناصر خان و چند نفر دیگر.

لازم به ذکر است که عبدالله خان در زمان درگیری در یاسوج بود و ناصر خان نیز با وجود حضور در منطقه نقشی در قضیه‌ی گجستان نداشت و از قبل هم دعواها و اختلاف‌هایی بین غلامحسین سیاهپور و کردی انصاری با بویراحمدی‌ها وجود داشت.

ملامحمد حسن ادامه داد: دعوا و دلیل اصلی حضور ما در جنگ گجستان اعتراض به تبعید امام و دعوای دین بود. نمی‌خواهم بگویم همه یک هدف داشتند اما ما طایفه‌ی انصار در گجستان به خاطر دین اسلام جنگیدیم البته جنگ تامرادی قبل از درگیری گجستان بود و بعد از درگیری گجستان یاسوج به استان تبدیل شد.

ما طایفه‌ی انصار نه مالک بودیم و نه ملک و املاک داشتیم و فقط مقداری زمین در روستای فاریاب داشتیم.

در زمان اصلاحات ارضی خوانین و مالکان به خاطر زمین‌هایشان بودند و یکی از علل درگیری نیز این بود که توسط مخبرها به دولت اطلاع داده شده بود که همه‌ی مخالفان در امیرایوب جمع شده‌اند و فعالیت می‌کنند. همین ... بعد از جنگ هم که یاسوجی‌ها همه چیز را به نام خود تمام کردند!

در جنگ گجستان چون تعداد کشته‌ها در مناطق پراکنده بود، آمار دقیقی ندارم اما تقریباً بیشتر از 200 نفر از نظامی‌ها کشته شدند، آنها به منطقه آشنایی نداشتند و در تپه‌های اطراف درگیر می‌شدند و به علت نداشتن شناخت منطقه و نداشتن فن جنگی تلفات زیادی داشتند. تعدادی از افسران کشته‌‌شده در روستای کوپن به خاک سپرده شدند و یکی از افراد روستای پرین به نام حاجی عسکری نیز مقداری پارچه تهیه نمود و کشته‌های پراکنده در تپه‌ها را به خاک سپرد.

از اوضاع و احوال روستا پرسیدیم، ادامه داد: استاندار فارس آقای محمدمهدی حبیبی به همراه سردار اسدی فرمانده وقت سپاه ممسنی به امیرایوب آمدند. ما اینجا امکانات نداشتیم. او از من سوال کرد و من تمام جریان جنگ را برایش گفتم. در کنار امیرایوب چشمه‌ای داشتیم که هر خانوار اجازه داشت ظرف 15 دقیقه آب بردارد.

استاندار این صحنه را دید. آقای حبیبی خطاب به سردار اسدی گفت: شما چرا به این مردم با این سابقه و فعالیت توجه نکرده‌اید؟

سردار اسدی گفت: جناب استاندار، ما اولین بار است که به این منطقه آمدیم و از حال و اوضاع آنها خبر نداشتیم.

استاندار به من گفت: بعد از این همه مدّت جنگ و گریز و زجر کشیدن چه خواسته‌ای از جمهوری اسلامی داری؟

گفتم: جناب استاندار، تو از آسمان و از طریق هوایی آمده‌ای، اگر راهپیمایی کرده بودی و پیاده آمده بودی، می‌فهمیدی ما چه رنجی کشیده‌ایم، جناب استاندار ما یک کار اساسی می‌خواهیم و آن جاده است.

بعد از مدتی در زمان زارع رئیس وقت جهاد کشاورزی این جاده کشیده شد و به تبع آن، آب و سایر امکانات نیز به روستا آمد. امکانات و همه چیز به برکت انقلاب گیرمان آمد ولی دیگر عمر گیرمان نمی‌آید.

انصاری مکث کوتاهی کرد و شعری از شاهنامه را خواند:

زیون کسان از پی سود خویش

بجویند و دین اندر آرند پیش

بریزند خون از پی خواسته

شود روزگاری بد آراسته

بد اندیشه گردد پدر بر پسر

پسر همچین بر پدر چاره‌گر

نهانی بتر آشکارا شود

دل مردمان سنگ خارا شود

متاسفانه امروز قبیله‌گرایی حاکم شده و عده ای به خاطر منافع خویش نمی‌خواهند این جو از بین برود، ما مردمان ممسنی و رستم –شکرخدا- هیچ‌گونه احتیاجی به دیگران نداریم.

رستم و ممسنی اصلش یکی‌است و از هم جدا نمی‌شوند و همه‌ی آنها یک رشته هستند.

از او می‌خواهیم که برای جوانان نصیحتی داشته باشد. با آهی بلند می‌گوید: خدا به داد طبقه‌ی جوان برسد، ما عمر خود را کرده‌ایم و بحث را دوباره به جنگ گجستان کشانید، دلش نمی‌خواست از گجستان دل بکند: زیاد ژندارمری شاه برای دستگیری دنبالم بودند. ژندارم‌ها می‌آمدند و من متحمل آنها نمی شدم. حرفشان این بود که ناحیه‌ی فارس از شما خواسته تفنگ ها را تحویل بدهید. در تنگ پراشکفت درون غار بودم که به آنها گفتم نگاه اطراف خود کنید ببینید کجا هستید. به خدا قسم اگر سر به سرم گذاشتید تا جان در بدن دارم از شما می‌کشم! و سرم برای درگیری درد می‌کند و آنها با این تهدید دیگر سراغم نیامدند.

"پربنار" فرمانده گروهان کرمانشاه بود که به مصیری آمد. دوستان معرفی کردند که ملامحمدحسن از بازماندگان غائله‌ی گجستان است. پربنار گفت: تو برادران ما را کشته‌ای؟ پاسخ دادم: بله، برادران من نیز کشته شدند.

هر آن‌کس که او تاج و تختی بدید

عنان از بزرگی بباید کشید

که بر کس نماند که بر تو نماند

درخت بزرگی بباید نشاند!

گفت: احسنت! شاعر، در زمانی که یاغی بودی چه رفتاری با ژاندارمری داشتی؟

گفتم: ژاندارمری شریک دزد است و رفیق قافله، آن زمان پیشم می‌آمدند و من شکار می‌کردم و با هم می‌خوردیم و آنها می‌گفتند: نه شیر می‌آید پیش شیرعلی و نه شیرعلی می‌رود پیش علی.

ملامحمدحسن افزود: ما از اولاد جابر ابن عبدالله هستیم و فامیل انصاری را از اینجا گرفته‌ایم، هفت جد و پشتمان در همین امیرایوب بوده، کل آبلی، کل دایی رضا، ملا فتح‌علی و ... . نیاکان من همین‌جا در کنار امامزاده متولد شده‌اند و زندگی کرده‌اند.

یادم می‌آید 10 یا 12 ساله بودم که "کی خورشید بویراحمدی"، دو نفر به اسامی "گرگ‌االه و علی‌داد" را به طرف ما فرستاد و ما را غارت کردند و قریب 1600 گوسفند ما را بردند و پسر کل غلام انصاری را کشتند. ما کم کم قدرت گرفتیم و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این افراد دستگیر شدند و به سزای عملشان رسیدند.

بعد از این واقعه مرتب اسلحه به دست بودم و یکی از عموهایم می‌گفت: حتی اگر لباس زیر زنتان را بفروشید باید اسلحه داشته باشید تا کسی نتواند به شما ظلم کند و خودمان نیز به کسی ظلم نمی‌کردیم و دست به اسلحه‌بودنمان برای دفاع از جان و مال و ناموسمان بود. در زمان درگیری گجستان عمویم به ما گفت: اگر این ستون کرمانشاهی بیاید و اینجا ماندگار شود و اینجا لنگر بیندازند باعث ایجاد مشکلاتی برای ما خواهند شد و جان و مال و ناموس ما به خطر می‌افتد پس اگر کشته شویم بهتر است تا این روزها را ببینیم.

 

دوست داشت بیشتر از گجستان بگوید که با آه بلند دیگری مسیر کلامش به سویی دیگر هدایت شد: تفنگ ام-یک داشتم که یادگار گجستان بود و در زمان انقلاب با همین تفنگ پاسگاه گل‌بابکان و نوگک را تسخیر کردم و بعداً بنا بر عللی نتوانستم مجوز قانونی آن را بگیرم و تفنگ به نام پسرم به دست نیروهای انتظامی افتاد.

در دادگاه قاضی پسرم را خطاب قرار داد که چرا تفنگ غیرمجاز داری؟ در جواب قاضی من بلند شدم و گفتم: در سال 42 و جریان گجستان این فرزندم خیلی کوچک بود که من این تفنگ را غنیمت گرفتم و تفنگ مال من است و در مرحله‌ی بعدی بازجویی، با کلام فردوسی به قاضی گفتم:

همه دیده‌اند آنچه من کرده‌ام

غم و رنج و سختی که من برده‌ام

به پاداش این رنج، خواری بود

گر از بخت ناسازگاری بود

ز نیکی تو بیدادگر دور دار

به پست و فرومایه مگذار کار

همه گوش دل سوی درویش دار

غم کار او چون غم خویش دار

آنها گفتند این اسلحه باید به میراث فرهنگی و موزه باستانی تحویل داده شود.

دیگر دیرموقع بود و خود را برای خداحافظی آماده می‌کردیم که گفت: جهان یادگار است و ما رفتنی و این هم صحبتی ما یادگار خواهد ماند و این رسم دنیای عجیب است:

همه از زن و مرد و برنا و پیر

هیچ کس را از این سفر نبود گزیر

از مرگ چاره‌ای نسیت و خدا به فریاد همه برسد و خدا هم:

کند هر چه خواهد که او رنج نیست

که جان دادن و کشتن او یکیست

یکی را چنان تنگ آرد به پیش

که نامش نبیند در انبان خویش

یکی را به دست افکند کوه گنج

پسندیده ها می‌دهد کوه سنج

یکی را ز چاه اندر آرد به ماه

یکی را به ماه اندر آرد به چاه

خیلی‌ها می‌آیند و من برایشان صحبت می‌کنم و به قول معروف:

بگویم اگر چند بی‌مایه‌ام

ز گردن‌کشان کمترین پایه‌ام ...

دلمان را نزد ملامحمدحسن و کلام شیرینش جاگذاشتیم و برای صرف شام به خانه‌ی راهنمایمان علی‌رضا انصاری دهیار روستا رفتیم. دهیاری که هم یاری‌گر "امیرایوب" بود و هم مدیر آموزگار مدرسه‌ی ابتدایی‌اش.

حوالی ساعت 10 شب روستای امیرایوب و تنگه‌ی گجستان را با تمام خاطرات تلخ و شیرینش به سرما و سکوت و شب واگذار کردیم و برگشتیم تا خاطرات و شاهنامه‌خوانی‌های این شیر پیر را برای دفتر "نورباران" و خوانندگان عزیزش به ارمغان ببریم.

 

درباره مصاحبه ,
نورباران بازدید : 1055 جمعه 15 ارديبهشت 1391 زمان : 17:59 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
همه ی کسانی که دستی در کار چاپ و انتشار دارند می دانند که بیرون آوردن یک نشریه چه مشقاتی دارد اما قدمی برداشته شده و باید سعی در ادامه ی آن به بهترین صورت ممکن را داشت و در این راه نیاز به مساعدت و همکاری همه ی اهل فن صاحبان اندیشه و قلم داریم و امیدواریم که بتوانیم مکانی برای بیان نظرات و اندیشه دوستانمان که همه ی هم شهرستانی هایمان در شهرستانهای ممسنی و رستم است باشیم و آنها نیز ما را از ارائه ی هرگونه مطلب ، نوشته ، پیشنهاد و انتقاد محروم ننمایند و نشریه ی نورباران را مکانی برای بیان آنها بدانند و ما هم سعی و تلاش خواهیم کرد که این نشریه این فرصت را به همه ی افراد با هر دیدگاه و نظری بدهد هر چند با آن مخالف باشیم . آدرس دفتر نشریه : نورآباد ممسنی – میدان معلم،خ کشاورز ، منازل سازمانی ، سمت چپ درب چهارم noorbaran99@yahoo.com noorbaran90@gmail.com پیامگیر: 30005825000019
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • وبلاگ روستای دهنو مرکزی
  • اخبار ستاد نمازجمعه ممسنی
  • مالکی- خبری-تحلیلی و اجتماعی
  • آپدیت آنلاین نود 32
  • خبر نورآباد
  • اداره راه وشهر سازی ممسنی
  • پایگاه خبری سرزمین سبز
  • شهر خبر
  • امید آل امیر
  • سایت خبری اداره ارشاد رستم
  • پایگاه اطلاع رسانی صالحین ممسنی
  • جامعه ایران
  • رجا نیوز
  • بانک وبلاگی ممسنی و رستم
  • سایت تخصصی شعر لری
  • بسیج دانش آموزی ممسنی
  • احمدرضا رنجبر
  • هیئت کاراته شهرستان ممسنی
  • تاریخ اصفهان
  • اخبار شهرستان های ممسنی و رستم
  • دهتینـــــــــــــــی
  • محسن زارعی
  • وبلاگ جوانان ممسنی و رستم
  • رستم وطن
  • مطبوعات فارس
  • دنیای تفریح و سرگرمی
  • وب سایت شهرستان رستم
  • امیرحشمت اله رحیمی بویراحمدی
  • سایت موزیک-گالری عکس
  • ممسنی وب
  • مهرزاد احمدی
  • پایگاه خبری شهرستان های ممسنی و رستم
  • امرالله یوسفی
  • مراسخون
  • خبرگزاری ندای رستم
  • پل فهلیان
  • ممسنی و رستم
  • عبدالرضا مرادی
  • مشایخ
  • فهلیان
  • پارینه برد
  • فردین علمداری
  • ناول دانلود
  • دیار ممسنی
  • چهره های موفق شهرستان ممسنی
  • پرسش و پاسخ در رستم
  • سایرت لری
  • امیر ایوب
  • سرزمین ادب و فرهنگ
  • بردنگان
  • لیدوما
  • فــــــرهـــنـــگ...تــــاریــــخ...ایران،فارس،ممسنی
  • ادیب عربی
  • به تکرار تمام با تو بودن ها
  • شکوفه های خاموشی
  • سایت ممسنی
  • به یاد اسماعیل عزیز
  • ممسنی .مورکی جاوید.بهلو.دیار خوبان
  • رستم شهر
  • دکتر مرتضی اشرافی
  • ماهور نیوز
  • محمدکریم حیدری-تهران
  • شولستان
  • ماهنامه لیدوما
  • درخید رستم
  • اخبار ممسنی
  • داریوش بادپا
  • ماهور زادگاه من
  • روستای بابامنیر
  • دیار دشمن زیاری
  • دشمن زیاری
  • سردشت
  • سایت خفرک
  • سرزمین لر
  • وبلاگ تخصصی مهندسی برق
  • غزل های علی قیصری
  • ممسنی جوان
  • احمد خاکیان
  • خبرگزاری شهرستان رستم
  • سامانه پیامک پارس لیدوما
  • روستاهای ایران-دانش بومی
  • دهیاری روستای حسین آباد
  • هیئت اباالفضل العباس ع شهرستان نورآباد ممسنی
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • آرشیو
  • جمعه 01 خرداد 1394
  • سه شنبه 25 فروردين 1394
  • دوشنبه 24 فروردين 1394
  • شنبه 22 فروردين 1394
  • جمعه 21 فروردين 1394
  • پنجشنبه 20 فروردين 1394
  • چهارشنبه 19 فروردين 1394
  • سه شنبه 18 فروردين 1394
  • دوشنبه 17 فروردين 1394
  • يکشنبه 16 فروردين 1394
  • شنبه 15 فروردين 1394
  • جمعه 14 فروردين 1394
  • پنجشنبه 13 فروردين 1394
  • چهارشنبه 12 فروردين 1394
  • شنبه 23 اسفند 1393
  • دوشنبه 11 اسفند 1393
  • چهارشنبه 06 اسفند 1393
  • سه شنبه 05 اسفند 1393
  • دوشنبه 04 اسفند 1393
  • يکشنبه 03 اسفند 1393
  • شنبه 02 اسفند 1393
  • جمعه 01 اسفند 1393
  • پنجشنبه 30 بهمن 1393
  • چهارشنبه 29 بهمن 1393
  • يکشنبه 12 بهمن 1393
  • شنبه 11 بهمن 1393
  • پنجشنبه 09 بهمن 1393
  • چهارشنبه 08 بهمن 1393
  • سه شنبه 07 بهمن 1393
  • دوشنبه 06 بهمن 1393
  • يکشنبه 05 بهمن 1393
  • شنبه 04 بهمن 1393
  • جمعه 03 بهمن 1393
  • پنجشنبه 02 بهمن 1393
  • چهارشنبه 01 بهمن 1393
  • دوشنبه 29 دی 1393
  • شنبه 27 دی 1393
  • جمعه 26 دی 1393
  • پنجشنبه 25 دی 1393
  • چهارشنبه 24 دی 1393
  • سه شنبه 23 دی 1393
  • دوشنبه 22 دی 1393
  • يکشنبه 21 دی 1393
  • شنبه 20 دی 1393
  • جمعه 19 دی 1393
  • پنجشنبه 18 دی 1393
  • چهارشنبه 17 دی 1393
  • دوشنبه 15 دی 1393
  • يکشنبه 14 دی 1393
  • شنبه 13 دی 1393
  • جمعه 12 دی 1393
  • چهارشنبه 10 دی 1393
  • دوشنبه 08 دی 1393
  • يکشنبه 07 دی 1393
  • شنبه 06 دی 1393
  • دوشنبه 01 دی 1393
  • دوشنبه 17 آذر 1393
  • پنجشنبه 13 آذر 1393
  • چهارشنبه 12 آذر 1393
  • سه شنبه 11 آذر 1393
  • دوشنبه 10 آذر 1393
  • يکشنبه 09 آذر 1393
  • شنبه 08 آذر 1393
  • جمعه 07 آذر 1393
  • پنجشنبه 06 آذر 1393
  • سه شنبه 20 آبان 1393
  • دوشنبه 19 آبان 1393
  • يکشنبه 18 آبان 1393
  • شنبه 17 آبان 1393
  • دوشنبه 05 آبان 1393
  • يکشنبه 04 آبان 1393
  • شنبه 03 آبان 1393
  • جمعه 02 آبان 1393
  • پنجشنبه 01 آبان 1393
  • چهارشنبه 30 مهر 1393
  • سه شنبه 29 مهر 1393
  • دوشنبه 28 مهر 1393
  • يکشنبه 27 مهر 1393
  • سه شنبه 22 مهر 1393
  • شنبه 19 مهر 1393
  • جمعه 18 مهر 1393
  • پنجشنبه 17 مهر 1393
  • چهارشنبه 16 مهر 1393
  • سه شنبه 15 مهر 1393
  • دوشنبه 14 مهر 1393
  • يکشنبه 13 مهر 1393
  • شنبه 12 مهر 1393
  • پنجشنبه 10 مهر 1393
  • دوشنبه 17 شهريور 1393
  • جمعه 14 شهريور 1393
  • پنجشنبه 13 شهريور 1393
  • چهارشنبه 12 شهريور 1393
  • سه شنبه 11 شهريور 1393
  • دوشنبه 10 شهريور 1393
  • يکشنبه 09 شهريور 1393
  • شنبه 08 شهريور 1393
  • چهارشنبه 05 شهريور 1393
  • سه شنبه 04 شهريور 1393
  • دوشنبه 03 شهريور 1393
  • يکشنبه 02 شهريور 1393
  • شنبه 01 شهريور 1393
  • پنجشنبه 23 مرداد 1393
  • پنجشنبه 16 مرداد 1393
  • سه شنبه 14 مرداد 1393
  • دوشنبه 13 مرداد 1393
  • يکشنبه 12 مرداد 1393
  • جمعه 10 مرداد 1393
  • پنجشنبه 09 مرداد 1393
  • چهارشنبه 08 مرداد 1393
  • سه شنبه 07 مرداد 1393
  • دوشنبه 06 مرداد 1393
  • چهارشنبه 25 تير 1393
  • شنبه 21 تير 1393
  • جمعه 20 تير 1393
  • پنجشنبه 19 تير 1393
  • چهارشنبه 18 تير 1393
  • سه شنبه 17 تير 1393
  • يکشنبه 15 تير 1393
  • پنجشنبه 12 تير 1393
  • سه شنبه 10 تير 1393
  • دوشنبه 09 تير 1393
  • چهارشنبه 04 تير 1393
  • سه شنبه 03 تير 1393
  • دوشنبه 02 تير 1393
  • يکشنبه 01 تير 1393
  • شنبه 31 خرداد 1393
  • جمعه 30 خرداد 1393
  • پنجشنبه 29 خرداد 1393
  • يکشنبه 25 خرداد 1393
  • شنبه 24 خرداد 1393
  • پنجشنبه 22 خرداد 1393
  • چهارشنبه 21 خرداد 1393
  • يکشنبه 11 خرداد 1393
  • شنبه 10 خرداد 1393
  • جمعه 09 خرداد 1393
  • پنجشنبه 08 خرداد 1393
  • چهارشنبه 07 خرداد 1393
  • دوشنبه 05 خرداد 1393
  • شنبه 03 خرداد 1393
  • جمعه 02 خرداد 1393
  • پنجشنبه 01 خرداد 1393
  • سه شنبه 23 ارديبهشت 1393
  • دوشنبه 22 ارديبهشت 1393
  • يکشنبه 21 ارديبهشت 1393
  • شنبه 20 ارديبهشت 1393
  • جمعه 19 ارديبهشت 1393
  • پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393
  • چهارشنبه 17 ارديبهشت 1393
  • سه شنبه 16 ارديبهشت 1393
  • دوشنبه 15 ارديبهشت 1393
  • چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393
  • سه شنبه 09 ارديبهشت 1393
  • دوشنبه 08 ارديبهشت 1393
  • يکشنبه 07 ارديبهشت 1393
  • شنبه 06 ارديبهشت 1393
  • جمعه 05 ارديبهشت 1393
  • سه شنبه 02 ارديبهشت 1393
  • يکشنبه 24 فروردين 1393
  • شنبه 23 فروردين 1393
  • جمعه 22 فروردين 1393
  • پنجشنبه 21 فروردين 1393
  • چهارشنبه 20 فروردين 1393
  • دوشنبه 18 فروردين 1393
  • يکشنبه 17 فروردين 1393
  • شنبه 16 فروردين 1393
  • چهارشنبه 06 فروردين 1393
  • دوشنبه 04 فروردين 1393
  • چهارشنبه 21 اسفند 1392
  • سه شنبه 20 اسفند 1392
  • دوشنبه 19 اسفند 1392
  • سه شنبه 13 اسفند 1392
  • دوشنبه 12 اسفند 1392
  • يکشنبه 04 اسفند 1392
  • شنبه 03 اسفند 1392
  • جمعه 02 اسفند 1392
  • پنجشنبه 01 اسفند 1392
  • چهارشنبه 30 بهمن 1392
  • دوشنبه 28 بهمن 1392
  • يکشنبه 27 بهمن 1392
  • شنبه 26 بهمن 1392
  • دوشنبه 21 بهمن 1392
  • سه شنبه 15 بهمن 1392
  • دوشنبه 14 بهمن 1392
  • يکشنبه 13 بهمن 1392
  • شنبه 12 بهمن 1392
  • جمعه 11 بهمن 1392
  • پنجشنبه 10 بهمن 1392
  • چهارشنبه 09 بهمن 1392
  • سه شنبه 08 بهمن 1392
  • يکشنبه 06 بهمن 1392
  • جمعه 04 بهمن 1392
  • سه شنبه 01 بهمن 1392
  • دوشنبه 30 دی 1392
  • يکشنبه 29 دی 1392
  • شنبه 28 دی 1392
  • جمعه 27 دی 1392
  • پنجشنبه 26 دی 1392
  • چهارشنبه 25 دی 1392
  • سه شنبه 24 دی 1392
  • دوشنبه 23 دی 1392
  • يکشنبه 22 دی 1392
  • شنبه 21 دی 1392
  • پنجشنبه 19 دی 1392
  • يکشنبه 15 دی 1392
  • شنبه 14 دی 1392
  • جمعه 13 دی 1392
  • پنجشنبه 12 دی 1392
  • چهارشنبه 11 دی 1392
  • سه شنبه 10 دی 1392
  • دوشنبه 09 دی 1392
  • يکشنبه 08 دی 1392
  • شنبه 07 دی 1392
  • چهارشنبه 04 دی 1392
  • يکشنبه 01 دی 1392
  • شنبه 30 آذر 1392
  • پنجشنبه 28 آذر 1392
  • چهارشنبه 27 آذر 1392
  • سه شنبه 26 آذر 1392
  • دوشنبه 25 آذر 1392
  • يکشنبه 24 آذر 1392
  • شنبه 23 آذر 1392
  • جمعه 22 آذر 1392
  • سه شنبه 19 آذر 1392
  • شنبه 16 آذر 1392
  • چهارشنبه 13 آذر 1392
  • سه شنبه 12 آذر 1392
  • يکشنبه 10 آذر 1392
  • يکشنبه 03 آذر 1392
  • پنجشنبه 30 آبان 1392
  • چهارشنبه 29 آبان 1392
  • سه شنبه 28 آبان 1392
  • يکشنبه 26 آبان 1392
  • جمعه 24 آبان 1392
  • دوشنبه 20 آبان 1392
  • پنجشنبه 16 آبان 1392
  • يکشنبه 12 آبان 1392
  • شنبه 11 آبان 1392
  • جمعه 10 آبان 1392
  • چهارشنبه 01 آبان 1392
  • سه شنبه 30 مهر 1392
  • دوشنبه 29 مهر 1392
  • يکشنبه 28 مهر 1392
  • شنبه 27 مهر 1392
  • جمعه 26 مهر 1392
  • چهارشنبه 24 مهر 1392
  • سه شنبه 16 مهر 1392
  • دوشنبه 15 مهر 1392
  • يکشنبه 14 مهر 1392
  • شنبه 13 مهر 1392
  • جمعه 12 مهر 1392
  • پنجشنبه 11 مهر 1392
  • چهارشنبه 10 مهر 1392
  • سه شنبه 09 مهر 1392
  • دوشنبه 08 مهر 1392
  • شنبه 06 مهر 1392
  • جمعه 22 شهريور 1392
  • پنجشنبه 21 شهريور 1392
  • سه شنبه 19 شهريور 1392
  • دوشنبه 18 شهريور 1392
  • جمعه 15 شهريور 1392
  • پنجشنبه 14 شهريور 1392
  • چهارشنبه 13 شهريور 1392
  • يکشنبه 10 شهريور 1392
  • سه شنبه 29 مرداد 1392
  • دوشنبه 28 مرداد 1392
  • چهارشنبه 23 مرداد 1392
  • دوشنبه 21 مرداد 1392
  • چهارشنبه 16 مرداد 1392
  • دوشنبه 14 مرداد 1392
  • جمعه 11 مرداد 1392
  • پنجشنبه 10 مرداد 1392
  • پنجشنبه 20 تير 1392
  • دوشنبه 17 تير 1392
  • يکشنبه 16 تير 1392
  • شنبه 08 تير 1392
  • شنبه 01 تير 1392
  • پنجشنبه 30 خرداد 1392
  • شنبه 28 ارديبهشت 1392
  • يکشنبه 15 ارديبهشت 1392
  • سه شنبه 10 ارديبهشت 1392
  • يکشنبه 08 ارديبهشت 1392
  • سه شنبه 03 ارديبهشت 1392
  • شنبه 17 فروردين 1392
  • جمعه 27 بهمن 1391
  • شنبه 21 بهمن 1391
  • پنجشنبه 19 بهمن 1391
  • شنبه 14 بهمن 1391
  • چهارشنبه 04 بهمن 1391
  • جمعه 29 دی 1391
  • سه شنبه 05 دی 1391
  • سه شنبه 28 آذر 1391
  • يکشنبه 26 آذر 1391
  • دوشنبه 20 آذر 1391
  • جمعه 17 آذر 1391
  • سه شنبه 23 آبان 1391
  • جمعه 12 آبان 1391
  • چهارشنبه 19 مهر 1391
  • سه شنبه 18 مهر 1391
  • شنبه 15 مهر 1391
  • جمعه 07 مهر 1391
  • جمعه 31 شهريور 1391
  • جمعه 17 شهريور 1391
  • جمعه 20 مرداد 1391
  • پنجشنبه 19 مرداد 1391
  • يکشنبه 15 مرداد 1391
  • چهارشنبه 11 مرداد 1391
  • دوشنبه 09 مرداد 1391
  • جمعه 30 تير 1391
  • چهارشنبه 28 تير 1391
  • سه شنبه 20 تير 1391
  • سه شنبه 13 تير 1391
  • يکشنبه 07 خرداد 1391
  • جمعه 05 خرداد 1391
  • جمعه 15 ارديبهشت 1391
  • سه شنبه 12 ارديبهشت 1391
  • جمعه 01 ارديبهشت 1391
  • جمعه 25 فروردين 1391
  • پنجشنبه 17 فروردين 1391
  • سه شنبه 23 اسفند 1390
  • يکشنبه 23 بهمن 1390
  • دوشنبه 23 آبان 1390
  • دوشنبه 07 شهريور 1390
  • چهارشنبه 23 آبان 1380
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1239
  • کل نظرات : 313
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 15
  • آی پی امروز : 66
  • آی پی دیروز : 48
  • بازدید امروز : 273
  • باردید دیروز : 291
  • گوگل امروز : 19
  • گوگل دیروز : 5
  • بازدید هفته : 4,380
  • بازدید ماه : 11,862
  • بازدید سال : 71,425
  • بازدید کلی : 753,158