close
تبلیغات در اینترنت
ملافرامرز سلیمانی دشتی: ارتباط و اعتماد مردمی را از دست ندهید چون کسی که این دو ویژگی را از دست داد مردهی متحرک است
loading...

نورباران ویژه ممسنی و رستم

"من از دیار حادثه ها فرازآمده‌ام وهفت خوان شدن را گذرانده ام، در آن دیارکه هرکسی به امید خودش چپر ه می بافد، توقع چه توان بست همسرایی را ... تفنگ‌ها، گلوله‌های مجانی می‌طلبند و سال، سال هجرت است و جوانمرگی و کوچ..." شکنجه و قتل و غارت، توطئه و دسیسه و ظلم ستیزی؛ بیشترین شاخصه‌های حکومت‌های خان‌خانی و ملوک‌الطوایفی بوده و رستم با همه گستردگی و اقتدارش در دویست سال اخیر در کوران حوادث و اتفاقات ناخوشایند، سال‌های اختناق و سیاهی را تجربه کرده‌است.…

"من از دیار حادثه ها فرازآمدهام وهفت خوان شدن را گذرانده ام، در آن دیارکه هرکسی به امید خودش چپر ه می بافد، توقع چه توان بست همسرایی را ... تفنگها، گلولههای مجانی میطلبند و سال، سال هجرت است و جوانمرگی و کوچ..."

شکنجه و قتل و غارت، توطئه و دسیسه و ظلم ستیزی؛ بیشترین شاخصههای حکومتهای خانخانی و ملوکالطوایفی بوده و رستم با همه گستردگی و اقتدارش در دویست سال اخیر در کوران حوادث و اتفاقات ناخوشایند، سالهای اختناق و سیاهی را تجربه کردهاست. سالهایی که تنها طعم تلخ خاطرات خونین و اَسفبارش را پیرمردان امروزی، همان کودکان و نوجوانان آن روزها همزاد خود دارند. اقتدار خان برای سرکوبی و رعب وحشت تا به حدی بودکه وقتی میرزا فتاحخان گرمرودی (به نقل از سفرنامهاش) برای تعیین کلانتر منطقه به آنجا میرود از ترس خان یاغی شده به کوه و جنگل، هیچکس داوطلب کلانتری نمیشود. در فضایی این چنین و در این گیر و دار و مخمصهها، هر ندای حق طلبانهای به سرعت در نطفه خفه میگردد.

راوی ما در بیان گوشههایی ازاین دردها و مصیبتها"ملا فرامرز سلیمانی"از طایفه "دشتی"رستم و ممسنی است. خان گَزیدهای که از خانستیزی و خانگریزیهای پدر و ایل و تبار خود روایت میکند و این تنها گوشهای از صدها رنج و مشقتهایی است که این مردم در طول سالیان جور و ستم و اختناق متحمل شدهاند.

 

 


اظهارات دوستان شرکت کننده در این مصاحبه و دیگر مصاحبه های "نورباران" صرفاً نظر شخصی خود مصاحبه شوندگان است. .
"نورباران" آماده پذیرش و درج مطالب صاحبنظران و منتقدین مصاحبهها و انعکاس نظرات آنها میباشد.

نوربارن: لطفاً خودتان را برای خوانندگان ما معرفی کنید.
فرامرز سلیمانی هستم فرزند "ملاابوالفتح سلیمانی دشتی". متولد 1317 روستای اکبری. چهار پسر و دو دختر دارم. یکی از دخترهایم معلم است. پسرانم "حاج حمید" وکیل دادگستری است و مشغول خواندن در مقطع فوق لیسانس حقوق است، "حبیباله" در پتروشیمی ماهشهر کار میکند و در مقطع دکترای شیمی درس میخواند، "هادی" رشته مهندسی شیمی دانشگاه آزاد گچساران و "حامد" نیز در رشته ی حقوق ادامه تحصیل میدهد و در ممسنی نمایندگی بیمه سامان را دارد. من سرمایه ای ندارم و همه ی سرمایهام فرزندانم هستند. در گذشته آنقدر فشار و وقایع برای ما پیش آمد که اگر بخواهیم بگوییم و بنویسیم مثنوی هفتاد من کاغذ میشود.
به طور کلی تاریخ عشایر و طایفه ی رستم گذشته ی پرفراز و نشیبی داشت که طایفه ی ما نیز از آن مستثنی نبوده است. ما از طایفه ی "دشتی" هستیم و از دشتی بلوک (استان بوشهر) سالها پیش به رستم و ممسنی آمده ایم. ابتدا به نورآباد آمدیم و آنجا اتفاقی افتاد و دو شاخه شدیم. یک شاخه از ما به پاپون در بخش کوهمره کازرون رفتند و الآن در آنجا آقایان "انصاری" از طایفهی "دشتی" هستند. یک شاخه از ما هم به منطقه رستم آمد و اینجا نیز دو شعبه شد و سیسختی ها و گروه "ملاقباد سی سختی(نیکاقبال)" نیز دشتی هستند. دشتی های رستم، چهار تیره هستند: "غیبی احمد، عال یاحمد، گشا و صالح احمد."

نوربارن: از طایفه ی خودتان، درگیریها و اتفاقاتی که برای شما پیش آمده بیشتر برای ما بگویید.
"رئیس سلیمان" جد ما با شخصی به نام "جمالخان" در اهرم خورموج درگیر میشود و برادر جمالخان کشته میشود و "رئیس سلیمان" ناچار به هجرت میشود که این تاریخ احتمالاً در اوایل حکومت زندیه بوده. اسناد و قباله هایی در منطقه مربوط به 570 سال پیش، موجود است که امضای جد ما"رئیس سلیمان" پای آن اسناد است.
"دشتی ها" از آنجا به منطقه نورآباد آمده و پس از مدتی تصمیم به کوچ میگیرند و دشتی های پاپون از این زمان جدا شدند.
طایفه ی "دشتی" به علت ظلم ستیزی با خوانین اختلاف داشتند و زیر بار زورگویی و ستم آنها نمیرفتند بعنوان مثال دختر "خانعلی خان" جد "امامقلی خان" به مدت شش سال در عقد "ملامحمد خان دشتی" فرزند "ملاخورشید دشتی" بود ولی علیرغم درخواست "خانعلی خان" وی حاضر به ازدواج با دختر خان نشد. "دشتی ها" از جمله "ملاخداکرم دشتی" در کنار طوایف دیگری از رستم شامل طوایف "منگودرزی"، "غلویی" و "گیوه کش" در قتل "جعفرقلی خان" پدر "امامقلی خان" مشارکت داشتند، همچنین "نصراله خان" برادر ناتنی "امامقلی خان" پس از آنکه در خانه ی "کریم خان "بویراحمدی در "تل اسپید" منگودرز به جان "کریم خان" سوء قصد کرد و دستگیر شد، با هماهنگی "کریم خان" توسط ده نفر از دشتی ها در کنار رودخانه ی فهلیان تیرباران شد. چندین نفر از دشتی ها نیز از جمله "ملا درویش فرزند رئیس عزیز" و "ملا بوشهر" با توطئه ی "امامقلی خان" کشته شدند. .ما چندین جای منطقه مالک بودیم ولی بعلت دسیسه ی خوانین از آنجا رانده شدیم. "امامقلی خان" با "بویراحمدی ها" خویشاوند بود و حمایت بعضی اهالی را نیز داشت و به خاطر ظلم هایش "دشتی"ها با او درگیر بودند. روستای "اکبری" یکی از نقاط درگیری طایفه ی دشتی و "امامقلی خان" بود. به دنبال اختلاف بین خان و "دشتی"ها، پدرم "ملاابوالفتح" و "ملاغلام سلیمانی دشتی" به منطقه ی "باوی" نزد "اسدخان باشتی" رفتند و پس از مدتی برگشته و قلعه ی اکبری را تصرف کردند. در این مدت درگیری هایی به وجود می آید که در آن "بابا خان" عموزاده ی "امام قلی خان" کشته می شود.در موردی دیگر هنگامی که مخالفین "امامقلی خان" در منطقه ی "بردنگان" جمع شده بودند خان برای نابودی آنها عازم بردنگان میشود ولی در رودخانه ی بردنگان در کمین پدرم "ملاابوالفتح" و همراهانش "ملاباقر سلیمانی" و "ملاغلامحسین داوودی" گرفتار میشود و در این درگیری اسب خان وسط رودخانه با تیر زده میشود و خان به درون آب میافتد و همراهانش او را نجات میدهند. یکی از همراهان وی کشته شده و چندین نفر نیز مجروح میشوند و خان با دادن این تلفات، مجبور به بازگشت میشود.
اتفاقات جنگ "دورَگ مَدو" هنوز نیفتاده بود و "امامقلی خان" نه یاغی بود و نه مالی. دولت برای اطمینان بیشتر دستور میدهد که فرزندش حسینقلی خان به عنوان گروگان و تأمین به شیراز برده شود و پدرم این حکم حکومتی را اجرا میکند.
در جنگ "دورَگ مَدو" چون نیروها مقرشان در "دهنو" بوده این منطقه به "دهنو مرکزی" مشهور شد. جنگ اتفاق میافتد و "امامقلی خان" یاغی شده و "سرهنگ شیبانی" مامور مبارزه با خوانین میگردد. بعد از آن اتفاق "تنگ تامرادی" میافتد که در این جنگ عده ی زیادی از دولتیها کشته میشوند و از آنجا که پدرم با "امامقلی خان" سر ستیزه داشت باقیمانده ی نیروهای دولتی را نجات داده و به "فهلیان" میرساند که این موضوع در کتابهای بویراحمدی ها نیز بیان شده است.
در این میان "کی لهراس" و "میرغلام" به قلعه ی "حسین آباد" که در تصرف نیروهای مخالف "امامقلی خان" بود  حمله کرده و با کشتن عده ای قلعه را فتح میکنند. آنها مدتی در "حسین آباد" میمانند و به آزار و اذیت مردم و ایجاد ناامنی در منطقه اقدام میکنند و قبل از رفتن نیز "حسین آباد" را آتش میزنند و به نوگک میروند.
زمانی که "کی لهراس" و "میرغلام" به "نوگک" میروند، "سرتیپ ابوالحسن خان" فرمانده انتظامات ممسنی در جمع مخالفین امامقلی خان در نورآباد میگوید: چه کسی حاضر است "کی لهراس" را از منطقه بیرون کند؟
مرحوم پدرم قبول میکند و "ملاباقر سلیمانی دشتی"، "ملاغلامحسین داوودی" با او همراه میشوند و به نوگک آمده و با آنها درگیر میشوند و "ملاسلبعلی انصاری، ملاعبدالله انصاری" و چند تن از برادرانشان به یاری آنها می آیند، شب جنگ بین آنها ادامه پیدا میکند و فردا با رسیدن قوای دولتی و شدت یافتن جنگ "کی لهراس" کشته میشود و خوانین هم که تنها امیدشان وی بوده دیگر راهی برایشان باقی نمیماند و  تسلیم میشوند. "امامقلی خان، سرتیپ خان، غلامحسین خان طاهری، شکراله خان پدر عبداله خان ضرغامپور" و "حسینخان دره شوری پدر محمدحسین خان" به ناچار تسلیم میشوند و تبعید میگردند. در تبعید نیز خوانین نقشه میکشند که "سرتیپ خان بویراحمدی"، "رضاخان پهلوی" را موقع بازدید از زندان بکشد اما ماجرا لو میرود و خوانین اعدام میشوند.
"درگیری بردنگان"، "جنگ دورگ مدو"، "جنگ تامرادی"، "مسئله حسینآباد" از جمله اتفاقات مهم منطقه در این زمان بود و بعد از تسلیم خوانین منطقه تا مدتها آرام بود تا اینکه شهریور 1320 شد.
بعد از شهریور 1320 "حسینقلی خان فرزند امامقلی خان" به منطقه برگشت و درصدد اعمال قدرت و انتقام جویی برآمد. به مردم رستم و همهی طوایف ظلم شد و از هر طایفه نیز افرادی کشته شدند از جمله "ملا بهزاد گودرزی"، "ملا خانقلی گودرزی" و "ملا امامقلی گودرزی" از طایفه ی "منگودرزی" که با ظلم خان مبارزه میکردند. افراد دیگری مثل"ملا ارشیرگودرزی"،"ملامنصور عبدالهی"و"ملاعلی خان افشون" نیز مدام با خان درگیر شکایت بودند. عده ای نیز بودندکه با خان مصالحه کردند اما عده ای مثل ما "دشتی ها" نیز به خاطر ظلم ستیزی و خان ستیزی خیلی اذیت و آزار دیدیم وحاضر به مصالحه نشدیم. خان، پدرم را که به خانه ی خود دعوت کرده بود در خانه اش دستگیر میکند که با وساطت "ملک منصورخان باشتی" آزاد میگردد.
البته بنابر صلاحدید حسینقلی خان، یک سال پدرم به عنوان مباشر مسئول جمع آوری مالیات و ممیّزی شده بود ولی پدرم  نهایت انصاف را رعایت کرد که آن سال در بین مردم به سال "ملاابوالفتحی" مشهور شد و پدرم در مقابل اعتراض خان برای کمبود بیش از حد مالیات در این سال میگوید: کشاورزی که زحمت میکشد باید به حقش برسد. دیگران مالیات زیادی میگرفتند و آه مردم دنبالت بود اما من کاری کردم که مردم راضی باشند و آه و نالهی کسی دنبال تو نباشد.
پدرم و مرحوم "ملا باقر" چون دیدند از جور خان و توطئه های او در امان نیستند برای ادامه ی مبارزه از منطقه مهاجرت کردند و مدتی در منطقه ی "چمگل" سکونت داشتند که "مرحوم ملاباقر" در "چمگل" به دست ایادی و فرستادگان "حسینقلی خان" کشته شد و بعد از این واقعه "الیاس خان کشکولی" ما را در منطقه ی "نوون ماهور" که ملک "کَل باقر" پدر مرحوم "ملاعوض طاهری" بود، سکونت داد و همچنین مدتی را در "سعدآباد" و بالاخره مدتی را در بین ایل "بکش" و مردم "عالیوند" گذراندیم.

 
نورباران: از سکونت خودتان در منطقه ی بکش و عالیوند بگویید.
پدرم با "تیمسار همت" فرمانده وقت نظامی فارس در ارتباط بود و با مشورت وی قرارشد ما نزد "ولی خان کیانی" برویم و آنجا ساکن شویم. با همکاری "ولی خان" ما در منطقه "عالیوند" نزد "ملاخلیفه محمودی" سکنی گزیدیم و به سفارش "ولی خان" مقرر شد که ما هر مقدار زمینی که بخواهیم و بتوانیم کشت کنیم و نه ماموران خان از ما مالیات بگیرند و نه کسان دیگر.
در مدتی که ما در نورآباد بودیم مردم "بکش" بی نهایت محبت کردند. "بارسالار"، "عمله"، "عالیوند"، "کرائی" و دیگر تیره ها همه به ما محبت داشتند. "ملاشاهین خلفی"، "ملاکرم الله لشکری" و در این اواخر "ملاعبدالله منصوریان" خیلی لطف داشتند و امروزه نیز فرزندانشان با ما ارتباط صمیمانه دارند. "ملاابراهیم غلامی" و "ملااردشیر سلطانی" نیز از دوستان صمیمی ما هستند. ما مدیون مردم "بکش" هستیم و تا ابد هم لطف آنها را فراموش نمیکنیم.
اواخر بین پدرم و "حسینقلی خان" به واسطه ی "ولی خان کیانی" سازشی شد و زمینه ای "خاکک"،"کوپن سرنا" و "بخشی از بچه بازار کوپن"را به پدرم داد و ما در پوزه ی سورنا ساکن شدیم ولی بالاخره خان، پدرم را مسموم کرد و کشت. در زندگی تمام مردم رستم و طایفه ی دشتی که نگاه میکنی آثار ظلم "حسینقلی خان" مشخص است.


نوربارن: آیا قدرت خان در منطقه رستم مطلق بود و چرا خان می توانست این همه جولان داشته باشد؟
بخشی از قدرت حسینقلی خان به نوع دیدگاه مردم و بخشی هم به سیاست های خاص او مربوط بود. مثالی بزنم؛ بین "ولی خان بکش" و "یکی از کدخداهای بارسالار" اختلاف میافتد و "ولی خان" تصمیم به تنبیه "آن کدخدا" میگیرد اما مردم "بکش" با این استدلال که شایدخان فردا ما را نیز مستحق تنبیه بداند قبول نمیکنند و حتی "حسینقلی خان"، "کی عوض امیری" پدر" ملاعباس" را تطمیع میکند که "ولی خان" را بکشد اما او با این استدلال که خان را بکشم تا ستایش و اطاعت یک زورگو را کنم از این کار سرباز میزند اما متأسفانه در منطقه ی رستم کمتر شاهد اینگونه رفتارها بودیم. "امامقلی خان" و فرزندش "حسینقلی خان" افراد سیاستمداری بودند و در عین حالی که به دیگران اعتماد نداشتند با سیاست تفرقه افکنانه حکومت میکردند و بیشترین عامل موفقیتشان به خاطر حمایت های بویراحمدی ها بود. "حسینقلی خان" انواع شکنجه های جسمی و روحی را اِعمال میکرد به عنوان مثال تمام ناخن های شخصی به نام "علی عباس" را درآورد.
بعد از مصالحه با حسینقل یخان عدهای به پدرم گفتند که دیگر با خان مجادله نکن تا دوران آرامی را پشت سر بگذاری. "ملاابوالفتح" به آنها میگوید: من حرف ستیزه باخان میزنم، اگر آسمان کوتاه شد و خواست فروبریزد پس خان با عرش  در ارتباط است و نباید با او گلاویز شد و اگر نشد او هم یک انسان معمولی است و ما باید از حق خود دفاع کنیم. و جایی دیگر یکی از دوستان پدرم برای زن دادن به خان با او مشورت کرده بود و پدرم گفته بود که: در صورت قوم و خویشی با او تا زمانی که خان باشد باید هر روز تفنگ بر دوش از او دفاع کنی وقتی که خان نبود یا از خانی افتاد باید برایش کار کنی تا او در آسایش باشد و با این توصیه او هم منصرف شد.
بعد از فوت پدرم، خودم نیز به خاطر همین شکنجه هایی که به مردم میرفت سیاست شکایت علیه خان را ادامه دادم از جمله در سال 37 نامه ای سرگشاده از ظلم خوانین به مجله "آسیای جوان" نوشتم و افراد خان بعد از انتشار مقاله تصمیم به قتل من میگیرند که این نقشه لو رفته و خنثی میشود.
به ما میگفتند اوایل "حسینقلی خان" مالک نبود بعد که مالک شد سه دانگ از بوشهری خرید. به ما گفتند مالک است و حق دارد و ما گفتیم نه، مالک حق مالیاتش را دارد اما حق ندارد مردم را از خاکشان بیرون کند. نزدیک بود که ما به نتیجه برسیم که قانون اصلاحات ارضی حاکم شد و این موضوع به نفع خوانین تمام گشت. ما ادعای ملک "اکبری"، "بچه بازار" و "کوپن سرنا" را داشتیم. طایفه ی دشتی از نظر گستره ی جغرافیایی بیشتر در روستاهای "دشت، بلوط اسدی" و شهر "کوپن" ساکن هستند البته تعدادی از آنها نیز به صورت پراکنده در مناطق مختلف "ممسنی و رستم"، "کهکیلویه و بویراحمد" و "منطقهی لردگان" سکونت دارند و افراد تحصیلکرده و سرشناسی هم دارند مثل مرحوم "احمد عبدیزاده" اولین قاضی ممسنی که در خوزستان خدمت میکرد و مرحوم دکتر "مندنی سلیمانی" که از اولین پزشکان شهرستان ممسنی بود.


نوربارن: ارتباط شما با سایر طوایف در چه حدّی است؟
ما با طوایف دیگر در ارتباط هستیم و هیچ گونه تنشی بین ما نیست به جز اینکه مسئله ی انتخابات پیش بیاید که این آفت جوامع ممسنی  و رستم است. متأسفانه بعضی از افراد فقط خودشان را میبینند. اگر خودبینی به مردم بینی تغییر کند، خوب است. ما میگوییم این مردم که زیر ظلم خان بودند اگر از نعمت خاندادی بی بهره بودند امروز از نعمت فرهنگ و سواد خدادادی بهره مند هستند و همه شان تحصیلکرده و لایقند. در انتخابات آمریکا دختر "جرالد فورد" رئیس جمهور آمریکا با این استدلال که رقیب پدرم از وی برای اداره امور مملکت شایسته تر است، به رقیبش رأی داد. هر وقت ما به این تفکر رسیدیم همه مشکلات حل میشود. ما باید به کسی که بتواند گره مشکلات مردم را بازکند توجه کنیم. ما ممسنی ها از جمله مشترکاتمان انتخابات است. اگر ممسنی ها بخواهند در انتخابات اینگونه رفتار کنند سال به سال اوضاع بدتر میشود. ما باید بنشینیم و فکر اساسی بکنیم و تعصبات را کنار بگذاریم و به فکر شایسته سالاری باشیم و هر چهار سال یک بار در بحبوحه ی انتخابات احساسات طایفه ای را که زیبنده ی مردم فهیم ما نیست، به اوج نرسانیم. باید هم کاندیداها و هم اطرافیانشان و به طور کلی نخبگان ما در این راستا فرهن گسازی کنند و از دامن زدن به این قضایا خودداری کنند و امنیت عمومی و آرامش مردم را بر منافع شخصی و مقطعی خود ترجیح دهند.

نوربارن: مطالعات شما بیشتر در چه زمینه هایی است؟
من بیشتر، کتابهای تاریخی را مطالعه میکنم و سواد ملامکتبی دارم. یک ماهی در عالیوند درس خواندم و سپس "ملا رستگار کازرونی" در باغ "حاجی عوض" برای مدت کوتاهی معلم ما بود. مسائل روزگار امکان ادامه تحصیل را به من نداد و الان هم به شوخی به بچه هایم میگویم اگر شرایط لازم را داشته باشم از شما زودتر به مدارج عالی تحصیلی میرسم.

نوربارن: از جریان موقوفه ی بوشهری در ممسنی و رستم هم اطلاعاتی دارید؟
"سیداسماعیل شبانکاره" از اهالی بوشهر به خاطر خوش خدمتی که به دربار قاجار داشت و لنج اسلحه ای که به آنها اهدا میکند، در قبال آن مالکیت تیول (یک دهم) ممسنی را به دست میآورد. (تلسیاه عالیوند، تلسیاه جاوید و تلسفید رستم) و بعد از وی دامادش "معین التجاربوشهری" که شوهر تنها دختر و فرزند وی بود، تقاضای ثبت این املاک را به نام خود میکند و پس از طی مراحل اداری به نام خودش ثبت میشود و یک دانگ و نیم آن را هم وقف میکند. در سال 1325 "حسینقل یخان" با حیله و ترفند سه دانگ خاک رستم را مالک میشود و به "معین التجار" میگوید: من سه دانگ دارم و تو یک و نیم دانگ خودت و یک دانگ و نیم باقیمانده که اوقاف است و با سیاست، مالکیت و اوقاف را از "معینالتجار" گرفت. راجع به اوقاف ممسنی نیز زمینهی لازم برای از بین رفتن آن وجودداشت که متاسفانه به دلایل مختلف این کار عملی نگردید.

نورباران: زمزمه هایی مبنی بر جدا شدن شهرستان رستم از فارس وجوددارد و ...
در مورد جدا شدن شهرستان رستم از استان فارس حقیقتش دلم نمیخواهد که رستم از فارس جداشود چون ما با مردم این منطقه قرابت فرهنگی و اجتماعی بیشتری داریم. ما در کل ممسنی هستیم و دوست داریم تا زنده هستیم و تا همیشه ممسنی و برادر ممسنی و جزء فارس باشیم.

نوربارن: آیا شهرستان شدن رستم در روند توسعه ی آن موثر بوده است؟
شهرستان شدن رستم آنگونه که باید در توسعه این منطقه مؤثر واقع نشده البته دسترسی مردم به ادارات راحت تر شده است. اگر مردم این شهرستان تفکرشان این باشد که شهر و دیار خود را آباد کنند باید سعی کنند در شهرستان خود هزینه کنند و در کنار مردم منطقه و مزارعشان باشند. ما باید خودمان همت کنیم، و تا زمانی که مهاجرت های بیدلیل در بین مردم رواج دارد، رستم پیشرفت نمیکند.
در زمان آقای امینی جاده پشتکوه رستم آسفالت وچندین پل ساخته شد اما الان جاده "میدجان" را نیمه کاره رها کرده اند. ما در شهرستان جاهایی را داریم که هنوز آب آشامیدنی ندارند. اگر چه بودجه هم نیست اما مسئولان باید به داد مردم برسند. گر چه آنها هم دوست دارند خدمت کنند و به مشکلات مردم رسیدگی شود اما باید حداقل جادههای رفت و آمد با بودجههای تعمیری سالانه و هزینه های نگهداری، درست و بازسازی شود. از فرماندار شهرستان محروم رستم انتظار داریم که با توجه به بیبضاعتی مردم و کمبود امکانات رفاهی آنها تمام توان و همت خود را در جهت خدمت رسانی به مردم این شهرستان به کار ببندند و با توجه به وضعیت شهرداری که توان تامین درآمد کافی از طریق عوارض شهرداری را ندارد، مسئولان شهر "کوپن" بهتر است به فکر کسب بودجه های استانی و ویژه باشند تا در روند شهریت این منطقه وقفه ای ایجاد نشود و مردم متضرر نشوند.

نوربارن: چه ارتباطی "شاهنامه"، رستم"  و  "فرامرز" وجوددارد؟
همچنان که در شاهنامه فردوسی، فرامرز فرزند رستم بوده، بنده هم از فرزندان شهرستان رستم هستم و باید مثل همان فرامرز شاهنامه برای سربلندی شهرستانم تلاش کنم اما در جریان فرامرز پسر رستم در شاهنامه میگویند که در جنگ بهمن و فرامرز، زال در تل "سورنا" زندانی میشود و اینگونه میگوید:
دریغا سوارا گوا مهترا
که بختش جدا کرد تاج از سرا
که کشت آن سیه پیل نستوه را
که کند از زمین آهنین کوه را
به قلب اندر آمد به جای زریر
به صف اندر استاد چون نره شیر
به پیش اندر آمد میان را ببست
گرفت آن درفش همایون به دست
و ظاهراً در روستای دهنو، جنگ بهمن و فرامرز اتفاق میافتد و در منطقه سنگ بزرگی به نام "بردِ گاومیش" بوده که فرامرز از خستگی به آن تکیه میدهد و همان جا جان میسپارد. بهمن به جسد فرامرز دست مییابد و او را بر دار میکند که در شاهنامه نیز میگویند:
ندیدی که بهمن چه بیداد کرد
فرامرز را مرده بر دار کرد
در شاهنامه شعری است که میگوید:
زواره ز تنگ برون اندر است
فرامرز در "تنگ بالاتر" است
که "تنگ بالاتر" منظور "تنگ شیو" میباشد و حتی سنگی که بهمن برای کشتن رستم میاندازد به نام "برد بهمنی" در محدودهی تنگ "گجستان" است.

نوربارن: چه اشعاری از شاهنامه بیشتر مورد توجه شما هستند؟
انسان نسبت به اتفاقات اطرافش و بنا به موقعیت های خاص، شاهنامه را زمزمه میکند. مثلاً وقتی با شخصی برخورد میکنی که دارای مسئولیتی است که شایستگی اش را ندارد، این شعر به یاد می آید:
هر آن کس که ناچیز بُد چیره گشت
وز اندازهی کهتری برگذشت
بزرگش مخوانید کان برتری
سبک بازگردد سوی کهتری
وقتی انسان با اشخاص دو رو و منافق مواجه میشود میتواند زمزمه کند:
زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش
بریزند خون از پی خواسته
شود روزگاری بد آراسته
بد اندیشه گردد پدر بر پسر
پسر همچین بر پدر چارهگر
نهانی بتر آشکارا شود
دل مردمان سنگ خارا شود
مواردی از این قبیل در شاهنامه و کتاب های ادبی دیگر بسیار است.

نوربارن: علت نامگذاری شهرستان رستم به این نام چه بوده؟
میگویند زمانی رستم در این منطقه ساکن بوده و به این دلیل نام وی بر این منطقه میماند.

نوربارن: چه شناخت و ارتباطی با قشقاییها داشته یا دارید؟
پدرم در تهران با خوانین قشقایی که اعتبار ویژه ای در جبهه ملی داشتند، روابط نزدیکی داشت  و اگر کودتای 28مرداد 32 انجام نشدهبود قطعاً "حسینقلی خان" که دو روز قبل از کودتا دستگیر شده بود مجازات و تضعیف میشد اما بعد از کودتا و موفقیت شاه، خان از طرف دربار حمایت ویژه ای داشت.
چند طایفه بین قشقاییها هستند که اصالتاً از رستم هستند و بعلت اختلاف با "خان علی خان" جد "حسینقلی خان" از این منطقه رفته و بین آنها ساکن شده و جزء این ایل شدند. پدر من نیز وصلتی با بیگدلی ها داشت و الان نیز با آقای "اردشیر پارسا" فرزند مرحوم "ملااسکندر بیگدلی" و خیلی های دیگر در ارتباط هستیم. "ولی خان شریفی"، "ملاقلندر"، "ملا اسکندر"، "ملا بهرام" و ... از بزرگواران قشقایی و طایفه بیگدلی هستند.

نورباران:  در پایان چه صحبت خاصی دارید.
سفارش من به فرزندانم این است که ارتباط مردمی و اعتماد مردمی را از دست ندهند چون کسی که این دو ویژگی را از دست داد مردهی متحرک است. از شما نیز تشکر ویژه ای دارم چون من تصمیم داشتم خودم پیش شما بیایم اما شما "نوربارانی ها" سنت شکنی کردید و قبل از اینکه من بمیرم به دیدارم آمدید و ما را به نظر آوردید.

درباره مصاحبه ,
نورباران بازدید : 3080 جمعه 22 شهريور 1392 زمان : 14:38 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط کهسار در تاریخ 1394/12/4 و 8:53 دقیقه ارسال شده است

سپهسالار عزیز سلام مگر مردم ممسنی میخواست چه استقلالی را بدست اورد که شخص معلوم الحالی چون حسینقلی خان لیدر ان باشد مردم ممسنی وهمه مردم ابران زیر بار ظلم وبیداد گری مالکان کمر خم کرده بودندندوعزت وشرف مردم ممسنی توسط وکالتنامه بوشهری که به نمایندکان باصطلاح ممسنی از جمله افرادی چون حسینقلی خان داده بود تا املاک نحت نصرف زارعین به انها توسط ان وکالنتامه واکذار شود وان املاک بنام همان نمایندکان شدزمینه غرور حسینقلی خان را فراهم کرد تا برای مدت یکماه زنان توریست فرانسوی را باجبار در قلعه نوکک نگهدارد با شکایت توریست ها وفشار دولت فرانسه به حکومت ایران حسینفلی خان وجعفر قلی خان اعدام شدند والی از متن وصیت نامه حسینقلی نشان ارادت حسینقلی خان به شاه مشهود است اگر غیر از این بود هر گز حسینقلی خان که سردار فاتح 28 مرداد 32 بود اعدام نمیشد

این نظر توسط ک در تاریخ 1394/9/14 و 22:19 دقیقه ارسال شده است

با سلام و درود . عین واقعییات را در مورد خانواده امام قلی خان کفتید . تشکر

این نظر توسط نصراله رستمی در تاریخ 1394/6/14 و 18:52 دقیقه ارسال شده است

باسلام ودعای خیر خدمت دست اندرکاران سایت نورباران درزمان امامقلی اینجانب اهل بالاده کازرون هستم اجداد ما درزمان امامقلی خان با عوامل ایشان درمنطقه رستم واحتمالا منطقه منگودرز ،دهنووتشکفت پس کهک درگیر می شوند وحدود22نفر ازطرفین کشته میشه وبعداز این درگیری کل فامیل حدود 100خانوار ابتدا به قایمیه سپس کازرون ونهایتا بالاده مهاجرت می کنند والان نزدیک دوهزار خانوار هستند وبعداز رفتن به منطقه کدخدای بالاده وروستاهای همجوار را عهده دار می شوند به علت قطع ارتباط هیچ کس را درمنطقه رستم نمی شناسیم واز تاریخ وعلت مهاجرت فقط درهمین اندازه که بیان شد اطلاع داریم افراد شاخص فامیل موقع مهاجرت بنامهای کا محمد حسین ،کاعلی سینا ،کاشاه محمد،ملا نصرالهنادری ،ملاحسین ایلان، حاجی امیر ایلان....وبافامیلی های رستمی ،ایلان،نادری درمنطقه بالاده زندگی می کنند.از این بزرگوار که اطلاعاتی درمورد امامقلی خان درسایت گذاشته اند تقاضا می کنم اگه اطلاعاتی درمورد درگیری مورد اشاره ومهاجرت فامیل ما دارند ارایه کنند چون به نظر می رسد این واقعه با وقایعی که ذکر کردید همزمان باشد ممنون میشم اطلاعات خود را به ایمیل ابن حقیر بفرستبد

این نظر توسط unknown در تاریخ 1394/2/10 و 13:52 دقیقه ارسال شده است

با عرض سلام و ادب
چه بی ادعا بودند افرادی چون احمد عبدی زاده و دکتر سلیمانی

این نظر توسط سپهسالار جاوید در تاریخ 1394/1/19 و 20:41 دقیقه ارسال شده است

با عرض سلام و احترام خدمت همه مردم ممسنی .به نظر من صحبت های جناب دشتی مغرضانه و فقط احساسات شخصیشون رو بیان کردن.حسنقلی خان اگر بد بود و با سلطنت بده بستان داشت .چرا درگیر شدن و دستگیر و چرا اعدام شدن.متاسفانه حسنقلی خان برای استقلال ممسنی جنگید. برای اینکه ملت فقیر ممسنی زیر دست بیگانگان نباشه

این نظر توسط کهسار در تاریخ 1393/1/14 و 5:22 دقیقه ارسال شده است

سلام و درود بر سر دبیر محترم ومردم ایران بخصوص مردم ممسنی امید است که سال خوب وبا برکت داشته باشید باکسب اجازه دومین رودخانه بر اب در استان فارس رودخانه فهلیان است که در منطقه اب بخش جاوید از درود شور وشیرین بوجود میاید دامنه اب خیز ان ازکوهای برم فیروز در سبیدان تا کوه سیاهمیباشد که بر اب ترین منطقه غرب فارس است اما متاسفانه نماینده کان محترم ممسنی بخودشان زحمت ندادندنددر اوضاع واحوال بهشت در امد های نفتی دولتهای رفسنجانی وخاتمی واحمدی نزاد که برروی هر خشک رودی سدی بنا نموده اند طرح سد تنک خاص که برنامه مطالعاتی ان در زمان رزیم گذشته باتمام رسید احیاءوبه مرحله اجراء برسانند زیرا حیات اقصادی منطقه به اب این رودخانه بسته است

این نظر توسط کهسار بزرگی در تاریخ 1393/1/1 و 9:30 دقیقه ارسال شده است

سلام ودرود خداوند بر سر دبیر محترم ومردم غیور ممسنی امیدوارم که در سال نو شاهد موفقیت وسر بلندی مردم ایران بخصوص مردم ممسنی باشیمامید است دولت مردان وبزرکان دینی بتوانند ضایعه اعتیاد که منشا تمام بد بختی های ملت است چاره نمایند واین درد بی درمان را ریشه کن کنند نه از طریق خشونت بلکه از طریق ایجاد کار وفرهنک سازی در زمان طاغوت اعتیاد به الکل و مواد مخدر انهم از نوع کیاهی اش وقمار رواج داشت مردم از این صفات نا بسند بر حذر بودند اما متاسفانه امروزه دشمنان دین وملت انرا در مراکز علمی ایران بین قشر تحصیل کرده رواج داده اندوجوانان کم سواد نیز بعضا تبعیت میکنندبر شما بزرکوارن است که کلام شیرین وفکر بلند دارید در جهت مبازه با این معضل اجتمائی تلاش کنیدیقینا نتیجه بخش خواهد بودشما نویسندکان جهت دهنده عقل وشعور مردم هستید میتوانید شایسته سالاری رابجای قوم سالاری در منطقه نهادینه نمائیدتا افرادی ناتوان وسود جو نتوانند برکرده مردم سوار شده بدون در نظر کرفتن منافع عام منافع خودشان را ونزدیکانشان را تامین نمایند در تمام دوران نمایندگی مجلس شورای اسلامی چنین بوده است امیدوارم باهمت شما همه اندیشمندان ممسنی از هر قشر که هستند چنین رویه ای را دنبال نمایند بامید موفقیت شما ومردم ممسنی در راه بیشبرد ارتقاء فرهنگی واقتصادی مردم
پاسخ : سلام.

تشکر از حسن توجه حضرتعالی به مطالب نورباران.امیدواریم در سایه ی قلم و نظرات دوستان فرهیخته ای مثل شماها بتوانیم بر کیفیت کار و بهینه سازی روند فرهنگ و اجتماع نه فقط در شهرستان های ممسنی و رستم بلکه در تمام ایران معظلات اجتماعی و دغدغه های مردمی را برطرف نماییم.
سپاس

این نظر توسط کوهسار بزرگی در تاریخ 1392/12/28 و 6:43 دقیقه ارسال شده است

سر دبیر محترم بکسب اجازه در باره مالکیت معین التجار بوشهری گرچه بوسیله دست نوشته مظفرالدین شاه مالکیت ممسنی به شبانکاره وسبس به حاج محمد دهدشتی واگذار شدایشان چون قادر به تمکین مردوم نبود سه دانک ممسنی را وقف وسه دانک انر بای خود نگهداشت در واقع موقوفه برای بوشش شرعی بکار رفته است با مقاوت ها وتنش ها مردمی دولت رضا شاهی کل ممسنی را بعنوان خالصه جات در فواصل سال 1310 تا1318 به ثبت میرساند در این حین منطقه دشمن زیاری به قوام واگذار ومناطق جاوید رستم وبکش در سهم بوشهری باقیمیماند با میانجیکری محمد علیخان بهبهانی بین راهزنان ممسن وبوشهر توافق حاصل وراهزنان که بعدا بعنوان خان وذوالحقوق معرفی میشوندبموجب رای داوری سال 1322 سمسی عملا ممسنی بین صاحبان زور وقدرت تقسیم میشود ومردم از چاله به چاه میافتند که با الغای رزیم ارباب رعیتی این ظلم برداشته شد اما مجددا بالغو قانون ابطال اب وراضی موقوفات ان قسمت که به زارعین واگذار شده لغو وان قسمت که در دست مالکین بوده همچنان ملک باقیمانده است


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
همه ی کسانی که دستی در کار چاپ و انتشار دارند می دانند که بیرون آوردن یک نشریه چه مشقاتی دارد اما قدمی برداشته شده و باید سعی در ادامه ی آن به بهترین صورت ممکن را داشت و در این راه نیاز به مساعدت و همکاری همه ی اهل فن صاحبان اندیشه و قلم داریم و امیدواریم که بتوانیم مکانی برای بیان نظرات و اندیشه دوستانمان که همه ی هم شهرستانی هایمان در شهرستانهای ممسنی و رستم است باشیم و آنها نیز ما را از ارائه ی هرگونه مطلب ، نوشته ، پیشنهاد و انتقاد محروم ننمایند و نشریه ی نورباران را مکانی برای بیان آنها بدانند و ما هم سعی و تلاش خواهیم کرد که این نشریه این فرصت را به همه ی افراد با هر دیدگاه و نظری بدهد هر چند با آن مخالف باشیم . آدرس دفتر نشریه : نورآباد ممسنی – میدان معلم،خ کشاورز ، منازل سازمانی ، سمت چپ درب چهارم noorbaran99@yahoo.com noorbaran90@gmail.com پیامگیر: 30005825000019
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • وبلاگ روستای دهنو مرکزی
  • اخبار ستاد نمازجمعه ممسنی
  • مالکی- خبری-تحلیلی و اجتماعی
  • آپدیت آنلاین نود 32
  • خبر نورآباد
  • اداره راه وشهر سازی ممسنی
  • پایگاه خبری سرزمین سبز
  • شهر خبر
  • امید آل امیر
  • سایت خبری اداره ارشاد رستم
  • پایگاه اطلاع رسانی صالحین ممسنی
  • جامعه ایران
  • رجا نیوز
  • بانک وبلاگی ممسنی و رستم
  • سایت تخصصی شعر لری
  • بسیج دانش آموزی ممسنی
  • احمدرضا رنجبر
  • هیئت کاراته شهرستان ممسنی
  • تاریخ اصفهان
  • اخبار شهرستان های ممسنی و رستم
  • دهتینـــــــــــــــی
  • محسن زارعی
  • وبلاگ جوانان ممسنی و رستم
  • رستم وطن
  • مطبوعات فارس
  • دنیای تفریح و سرگرمی
  • وب سایت شهرستان رستم
  • امیرحشمت اله رحیمی بویراحمدی
  • سایت موزیک-گالری عکس
  • ممسنی وب
  • مهرزاد احمدی
  • پایگاه خبری شهرستان های ممسنی و رستم
  • امرالله یوسفی
  • مراسخون
  • خبرگزاری ندای رستم
  • پل فهلیان
  • ممسنی و رستم
  • عبدالرضا مرادی
  • مشایخ
  • فهلیان
  • پارینه برد
  • فردین علمداری
  • ناول دانلود
  • دیار ممسنی
  • چهره های موفق شهرستان ممسنی
  • پرسش و پاسخ در رستم
  • سایرت لری
  • امیر ایوب
  • سرزمین ادب و فرهنگ
  • بردنگان
  • لیدوما
  • فــــــرهـــنـــگ...تــــاریــــخ...ایران،فارس،ممسنی
  • ادیب عربی
  • به تکرار تمام با تو بودن ها
  • شکوفه های خاموشی
  • سایت ممسنی
  • به یاد اسماعیل عزیز
  • ممسنی .مورکی جاوید.بهلو.دیار خوبان
  • رستم شهر
  • دکتر مرتضی اشرافی
  • ماهور نیوز
  • محمدکریم حیدری-تهران
  • شولستان
  • ماهنامه لیدوما
  • درخید رستم
  • اخبار ممسنی
  • داریوش بادپا
  • ماهور زادگاه من
  • روستای بابامنیر
  • دیار دشمن زیاری
  • دشمن زیاری
  • سردشت
  • سایت خفرک
  • سرزمین لر
  • وبلاگ تخصصی مهندسی برق
  • غزل های علی قیصری
  • ممسنی جوان
  • احمد خاکیان
  • خبرگزاری شهرستان رستم
  • سامانه پیامک پارس لیدوما
  • روستاهای ایران-دانش بومی
  • دهیاری روستای حسین آباد
  • هیئت اباالفضل العباس ع شهرستان نورآباد ممسنی
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • آرشیو
  • جمعه 01 خرداد 1394
  • سه شنبه 25 فروردين 1394
  • دوشنبه 24 فروردين 1394
  • شنبه 22 فروردين 1394
  • جمعه 21 فروردين 1394
  • پنجشنبه 20 فروردين 1394
  • چهارشنبه 19 فروردين 1394
  • سه شنبه 18 فروردين 1394
  • دوشنبه 17 فروردين 1394
  • يکشنبه 16 فروردين 1394
  • شنبه 15 فروردين 1394
  • جمعه 14 فروردين 1394
  • پنجشنبه 13 فروردين 1394
  • چهارشنبه 12 فروردين 1394
  • شنبه 23 اسفند 1393
  • دوشنبه 11 اسفند 1393
  • چهارشنبه 06 اسفند 1393
  • سه شنبه 05 اسفند 1393
  • دوشنبه 04 اسفند 1393
  • يکشنبه 03 اسفند 1393
  • شنبه 02 اسفند 1393
  • جمعه 01 اسفند 1393
  • پنجشنبه 30 بهمن 1393
  • چهارشنبه 29 بهمن 1393
  • يکشنبه 12 بهمن 1393
  • شنبه 11 بهمن 1393
  • پنجشنبه 09 بهمن 1393
  • چهارشنبه 08 بهمن 1393
  • سه شنبه 07 بهمن 1393
  • دوشنبه 06 بهمن 1393
  • يکشنبه 05 بهمن 1393
  • شنبه 04 بهمن 1393
  • جمعه 03 بهمن 1393
  • پنجشنبه 02 بهمن 1393
  • چهارشنبه 01 بهمن 1393
  • دوشنبه 29 دی 1393
  • شنبه 27 دی 1393
  • جمعه 26 دی 1393
  • پنجشنبه 25 دی 1393
  • چهارشنبه 24 دی 1393
  • سه شنبه 23 دی 1393
  • دوشنبه 22 دی 1393
  • يکشنبه 21 دی 1393
  • شنبه 20 دی 1393
  • جمعه 19 دی 1393
  • پنجشنبه 18 دی 1393
  • چهارشنبه 17 دی 1393
  • دوشنبه 15 دی 1393
  • يکشنبه 14 دی 1393
  • شنبه 13 دی 1393
  • جمعه 12 دی 1393
  • چهارشنبه 10 دی 1393
  • دوشنبه 08 دی 1393
  • يکشنبه 07 دی 1393
  • شنبه 06 دی 1393
  • دوشنبه 01 دی 1393
  • دوشنبه 17 آذر 1393
  • پنجشنبه 13 آذر 1393
  • چهارشنبه 12 آذر 1393
  • سه شنبه 11 آذر 1393
  • دوشنبه 10 آذر 1393
  • يکشنبه 09 آذر 1393
  • شنبه 08 آذر 1393
  • جمعه 07 آذر 1393
  • پنجشنبه 06 آذر 1393
  • سه شنبه 20 آبان 1393
  • دوشنبه 19 آبان 1393
  • يکشنبه 18 آبان 1393
  • شنبه 17 آبان 1393
  • دوشنبه 05 آبان 1393
  • يکشنبه 04 آبان 1393
  • شنبه 03 آبان 1393
  • جمعه 02 آبان 1393
  • پنجشنبه 01 آبان 1393
  • چهارشنبه 30 مهر 1393
  • سه شنبه 29 مهر 1393
  • دوشنبه 28 مهر 1393
  • يکشنبه 27 مهر 1393
  • سه شنبه 22 مهر 1393
  • شنبه 19 مهر 1393
  • جمعه 18 مهر 1393
  • پنجشنبه 17 مهر 1393
  • چهارشنبه 16 مهر 1393
  • سه شنبه 15 مهر 1393
  • دوشنبه 14 مهر 1393
  • يکشنبه 13 مهر 1393
  • شنبه 12 مهر 1393
  • پنجشنبه 10 مهر 1393
  • دوشنبه 17 شهريور 1393
  • جمعه 14 شهريور 1393
  • پنجشنبه 13 شهريور 1393
  • چهارشنبه 12 شهريور 1393
  • سه شنبه 11 شهريور 1393
  • دوشنبه 10 شهريور 1393
  • يکشنبه 09 شهريور 1393
  • شنبه 08 شهريور 1393
  • چهارشنبه 05 شهريور 1393
  • سه شنبه 04 شهريور 1393
  • دوشنبه 03 شهريور 1393
  • يکشنبه 02 شهريور 1393
  • شنبه 01 شهريور 1393
  • پنجشنبه 23 مرداد 1393
  • پنجشنبه 16 مرداد 1393
  • سه شنبه 14 مرداد 1393
  • دوشنبه 13 مرداد 1393
  • يکشنبه 12 مرداد 1393
  • جمعه 10 مرداد 1393
  • پنجشنبه 09 مرداد 1393
  • چهارشنبه 08 مرداد 1393
  • سه شنبه 07 مرداد 1393
  • دوشنبه 06 مرداد 1393
  • چهارشنبه 25 تير 1393
  • شنبه 21 تير 1393
  • جمعه 20 تير 1393
  • پنجشنبه 19 تير 1393
  • چهارشنبه 18 تير 1393
  • سه شنبه 17 تير 1393
  • يکشنبه 15 تير 1393
  • پنجشنبه 12 تير 1393
  • سه شنبه 10 تير 1393
  • دوشنبه 09 تير 1393
  • چهارشنبه 04 تير 1393
  • سه شنبه 03 تير 1393
  • دوشنبه 02 تير 1393
  • يکشنبه 01 تير 1393
  • شنبه 31 خرداد 1393
  • جمعه 30 خرداد 1393
  • پنجشنبه 29 خرداد 1393
  • يکشنبه 25 خرداد 1393
  • شنبه 24 خرداد 1393
  • پنجشنبه 22 خرداد 1393
  • چهارشنبه 21 خرداد 1393
  • يکشنبه 11 خرداد 1393
  • شنبه 10 خرداد 1393
  • جمعه 09 خرداد 1393
  • پنجشنبه 08 خرداد 1393
  • چهارشنبه 07 خرداد 1393
  • دوشنبه 05 خرداد 1393
  • شنبه 03 خرداد 1393
  • جمعه 02 خرداد 1393
  • پنجشنبه 01 خرداد 1393
  • سه شنبه 23 ارديبهشت 1393
  • دوشنبه 22 ارديبهشت 1393
  • يکشنبه 21 ارديبهشت 1393
  • شنبه 20 ارديبهشت 1393
  • جمعه 19 ارديبهشت 1393
  • پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393
  • چهارشنبه 17 ارديبهشت 1393
  • سه شنبه 16 ارديبهشت 1393
  • دوشنبه 15 ارديبهشت 1393
  • چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393
  • سه شنبه 09 ارديبهشت 1393
  • دوشنبه 08 ارديبهشت 1393
  • يکشنبه 07 ارديبهشت 1393
  • شنبه 06 ارديبهشت 1393
  • جمعه 05 ارديبهشت 1393
  • سه شنبه 02 ارديبهشت 1393
  • يکشنبه 24 فروردين 1393
  • شنبه 23 فروردين 1393
  • جمعه 22 فروردين 1393
  • پنجشنبه 21 فروردين 1393
  • چهارشنبه 20 فروردين 1393
  • دوشنبه 18 فروردين 1393
  • يکشنبه 17 فروردين 1393
  • شنبه 16 فروردين 1393
  • چهارشنبه 06 فروردين 1393
  • دوشنبه 04 فروردين 1393
  • چهارشنبه 21 اسفند 1392
  • سه شنبه 20 اسفند 1392
  • دوشنبه 19 اسفند 1392
  • سه شنبه 13 اسفند 1392
  • دوشنبه 12 اسفند 1392
  • يکشنبه 04 اسفند 1392
  • شنبه 03 اسفند 1392
  • جمعه 02 اسفند 1392
  • پنجشنبه 01 اسفند 1392
  • چهارشنبه 30 بهمن 1392
  • دوشنبه 28 بهمن 1392
  • يکشنبه 27 بهمن 1392
  • شنبه 26 بهمن 1392
  • دوشنبه 21 بهمن 1392
  • سه شنبه 15 بهمن 1392
  • دوشنبه 14 بهمن 1392
  • يکشنبه 13 بهمن 1392
  • شنبه 12 بهمن 1392
  • جمعه 11 بهمن 1392
  • پنجشنبه 10 بهمن 1392
  • چهارشنبه 09 بهمن 1392
  • سه شنبه 08 بهمن 1392
  • يکشنبه 06 بهمن 1392
  • جمعه 04 بهمن 1392
  • سه شنبه 01 بهمن 1392
  • دوشنبه 30 دی 1392
  • يکشنبه 29 دی 1392
  • شنبه 28 دی 1392
  • جمعه 27 دی 1392
  • پنجشنبه 26 دی 1392
  • چهارشنبه 25 دی 1392
  • سه شنبه 24 دی 1392
  • دوشنبه 23 دی 1392
  • يکشنبه 22 دی 1392
  • شنبه 21 دی 1392
  • پنجشنبه 19 دی 1392
  • يکشنبه 15 دی 1392
  • شنبه 14 دی 1392
  • جمعه 13 دی 1392
  • پنجشنبه 12 دی 1392
  • چهارشنبه 11 دی 1392
  • سه شنبه 10 دی 1392
  • دوشنبه 09 دی 1392
  • يکشنبه 08 دی 1392
  • شنبه 07 دی 1392
  • چهارشنبه 04 دی 1392
  • يکشنبه 01 دی 1392
  • شنبه 30 آذر 1392
  • پنجشنبه 28 آذر 1392
  • چهارشنبه 27 آذر 1392
  • سه شنبه 26 آذر 1392
  • دوشنبه 25 آذر 1392
  • يکشنبه 24 آذر 1392
  • شنبه 23 آذر 1392
  • جمعه 22 آذر 1392
  • سه شنبه 19 آذر 1392
  • شنبه 16 آذر 1392
  • چهارشنبه 13 آذر 1392
  • سه شنبه 12 آذر 1392
  • يکشنبه 10 آذر 1392
  • يکشنبه 03 آذر 1392
  • پنجشنبه 30 آبان 1392
  • چهارشنبه 29 آبان 1392
  • سه شنبه 28 آبان 1392
  • يکشنبه 26 آبان 1392
  • جمعه 24 آبان 1392
  • دوشنبه 20 آبان 1392
  • پنجشنبه 16 آبان 1392
  • يکشنبه 12 آبان 1392
  • شنبه 11 آبان 1392
  • جمعه 10 آبان 1392
  • چهارشنبه 01 آبان 1392
  • سه شنبه 30 مهر 1392
  • دوشنبه 29 مهر 1392
  • يکشنبه 28 مهر 1392
  • شنبه 27 مهر 1392
  • جمعه 26 مهر 1392
  • چهارشنبه 24 مهر 1392
  • سه شنبه 16 مهر 1392
  • دوشنبه 15 مهر 1392
  • يکشنبه 14 مهر 1392
  • شنبه 13 مهر 1392
  • جمعه 12 مهر 1392
  • پنجشنبه 11 مهر 1392
  • چهارشنبه 10 مهر 1392
  • سه شنبه 09 مهر 1392
  • دوشنبه 08 مهر 1392
  • شنبه 06 مهر 1392
  • جمعه 22 شهريور 1392
  • پنجشنبه 21 شهريور 1392
  • سه شنبه 19 شهريور 1392
  • دوشنبه 18 شهريور 1392
  • جمعه 15 شهريور 1392
  • پنجشنبه 14 شهريور 1392
  • چهارشنبه 13 شهريور 1392
  • يکشنبه 10 شهريور 1392
  • سه شنبه 29 مرداد 1392
  • دوشنبه 28 مرداد 1392
  • چهارشنبه 23 مرداد 1392
  • دوشنبه 21 مرداد 1392
  • چهارشنبه 16 مرداد 1392
  • دوشنبه 14 مرداد 1392
  • جمعه 11 مرداد 1392
  • پنجشنبه 10 مرداد 1392
  • پنجشنبه 20 تير 1392
  • دوشنبه 17 تير 1392
  • يکشنبه 16 تير 1392
  • شنبه 08 تير 1392
  • شنبه 01 تير 1392
  • پنجشنبه 30 خرداد 1392
  • شنبه 28 ارديبهشت 1392
  • يکشنبه 15 ارديبهشت 1392
  • سه شنبه 10 ارديبهشت 1392
  • يکشنبه 08 ارديبهشت 1392
  • سه شنبه 03 ارديبهشت 1392
  • شنبه 17 فروردين 1392
  • جمعه 27 بهمن 1391
  • شنبه 21 بهمن 1391
  • پنجشنبه 19 بهمن 1391
  • شنبه 14 بهمن 1391
  • چهارشنبه 04 بهمن 1391
  • جمعه 29 دی 1391
  • سه شنبه 05 دی 1391
  • سه شنبه 28 آذر 1391
  • يکشنبه 26 آذر 1391
  • دوشنبه 20 آذر 1391
  • جمعه 17 آذر 1391
  • سه شنبه 23 آبان 1391
  • جمعه 12 آبان 1391
  • چهارشنبه 19 مهر 1391
  • سه شنبه 18 مهر 1391
  • شنبه 15 مهر 1391
  • جمعه 07 مهر 1391
  • جمعه 31 شهريور 1391
  • جمعه 17 شهريور 1391
  • جمعه 20 مرداد 1391
  • پنجشنبه 19 مرداد 1391
  • يکشنبه 15 مرداد 1391
  • چهارشنبه 11 مرداد 1391
  • دوشنبه 09 مرداد 1391
  • جمعه 30 تير 1391
  • چهارشنبه 28 تير 1391
  • سه شنبه 20 تير 1391
  • سه شنبه 13 تير 1391
  • يکشنبه 07 خرداد 1391
  • جمعه 05 خرداد 1391
  • جمعه 15 ارديبهشت 1391
  • سه شنبه 12 ارديبهشت 1391
  • جمعه 01 ارديبهشت 1391
  • جمعه 25 فروردين 1391
  • پنجشنبه 17 فروردين 1391
  • سه شنبه 23 اسفند 1390
  • يکشنبه 23 بهمن 1390
  • دوشنبه 23 آبان 1390
  • دوشنبه 07 شهريور 1390
  • چهارشنبه 23 آبان 1380
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1239
  • کل نظرات : 313
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 15
  • آی پی امروز : 61
  • آی پی دیروز : 77
  • بازدید امروز : 227
  • باردید دیروز : 590
  • گوگل امروز : 10
  • گوگل دیروز : 8
  • بازدید هفته : 227
  • بازدید ماه : 7,709
  • بازدید سال : 67,272
  • بازدید کلی : 749,005