close
تبلیغات در اینترنت
نورباران 49- صفحه 12/ گفتگو با یکی از کلانتران ممسنی وتاریخ زنده حوادث یکصد سال اخیر ممسنی و فارس مل
loading...

نورباران ویژه ممسنی و رستم

پادشاه قاجار به دلیل دشمنی با ایل لر، ممسنی را واگذار کرد می‌شود‌ از گذشته‌ها چشم پوشید‌ اما نمی‌شود‌ فراموششان کرد‌، می‌شود‌ ند‌ید‌، اما نمی‌شود‌، نگفت، باید‌ د‌ید‌ و گفت. از آنچه پیر د‌ر آیینه و جوان د‌ر خشت خام می‌بیند‌. بزرگان و ریش‌سفید‌ان هر قوم و قبیله‌ای پایه‌ها و ستون‌های محکم و استوار اجتماعی اند‌یشه‌هایی هستند‌ که صد‌اقت و پاکی، مهر و وفا، مهمان…

پادشاه قاجار به دلیل دشمنی با ایل لر، ممسنی را واگذار کرد

می‌شود‌ از گذشته‌ها چشم پوشید‌ اما نمی‌شود‌ فراموششان کرد‌، می‌شود‌ ند‌ید‌، اما نمی‌شود‌، نگفت، باید‌ د‌ید‌ و گفت. از آنچه پیر د‌ر آیینه و جوان د‌ر خشت خام می‌بیند‌. بزرگان و ریش‌سفید‌ان هر قوم و قبیله‌ای پایه‌ها و ستون‌های محکم و استوار اجتماعی اند‌یشه‌هایی هستند‌ که صد‌اقت و پاکی، مهر و وفا، مهمان نوازی و ایلیاتی‌گری گذشته را به توبره‌ی د‌رویشی با خود‌ حمل می‌کنند‌ و شاید‌ تنها بهره‌ی ما شنید‌ن است –که مد‌تی است فکر عملکرد‌هایمان کمرنگ‌تر شد‌ه است.-
شاید‌ برای من و شما کمی بی‌معنی باشد‌ که چگونه یک کلام و یک حرف تا سال‌های سال سند‌ محکم و تکیه‌گاه افراد‌  می‌شد‌ و یا چگونه چند‌ تکه سنگ، مرزی را برای سال‌ها ترسیم می‌کرد‌ که هد‌فش استواری مهر و محبت باشد‌ و همزیستی. کارکرد‌هایی که ما امروزه غرق د‌ر تکنولوژی و بوروکراسی و چشم و هم چشمی‌ها انجام می‌د‌هیم، شاید‌ برای ما از همه چیز عجیب‌تر باشد‌.
بزرگان قوم و قبیله را باید‌ شناخت، اند‌یشه‌هایشان را و پای روایت‌های تاریخی‌شان نشست. این شماره نورباران و شما خوانند‌گان، مهمان صحبت‌ها و اند‌یشه‌های ملالهراسب اسکند‌ری هستید‌. با هم می‌خوانیم...

 

 

 توضیح نورباران: از مدت‌ها قبل برای مصاحبه با وی در رایزنی و صحبت بودیم حاجی به دلایل مختلف قانع نمی شد هر بار بهانه می آورد و گفتگویی نمی کرد خوب البته دغدغه هایش بزرگ است می گوید گذشته ها دیگر گذشته ونباید با یک گفته و یانوشته ای دلی رنجور شود یا زخم کهنه ای سر باز کند با قول مدیر مسول و شورای تحریریه مبنی بر چاپ سربسته مطالب بدون ذکر نام افراد،ایشان راضی شدند تا با نگاهی گذرا و سانسور شده بخشی از آن همه جریانات و اتفاقات را بگویند. با این حال پیشاپیش از هر گونه نقصان و کاستی طلب پوزش داریم.


نورباران: لطفاً خودتان را معرفی و از بیوگرافی تان بگویید.
 بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوت الی بلا العلی العظیم.
خداوند بزرگ را سپاس می گویم که از نعمت خواندن ونوشتن محروممان نساخت وراه دانایی را به ما آموخت .کم و زیاد دارد اما در سال 1304 به دنیا آمدم. نامم را لهراسب وبعد مرگ پدرم فامیلی ام را پدر بزرگم کاحسین عمویی اسکندری به فامیل خودش اسکندری گذاشت فرزند ملا صفر ودر سهلکی نورآباد از منطقه بارسلار ساکن هستم در آن زمان حکومتی در منطقه ما بود به نام حاجی خان ارمنی در کل منطقه حاکم بود و امامقلی خان که از کلانتران منطقه رستم بود نامه‌ای به حاجی خان نوشت که: "میرغلام به یقه سنگر آمده، بیا و او را دستگیر کن." خوب میر غلوم در حمله به مناطق ممسنی یدی طولا داشت ودر چپاول وغارت ممسنی ورستم هم کوتاهی نداشت و بنابر این حاجی خان ارمنی برای دستگیری میر غلوم راهی آن منطقه می شود اما موفق نشد و به دست میرغلوم کشته شد و بدنش را نیز بریده بریده شده و به درخت آویزان می گردد. خوب بعد ها اشعاری ساخته شد که گفته بودند "حاجی خان ارمنی مثل تو نیدم / و چاقوی راجزی .... بریدم" در نتیجه از بین رفتن حاکم امنیتی منطقه دوباره خوانین و بزرگان به فکر دفاع از ایل و قبیله خود در برابر غارت وشورش دیگر قبایل برآمدند.
مرحوم حبیب فرزند ملاامیر بعد از کشته شدن حاجی خان قلعه های "سهلکی، تل دعوا ، سرکته و راجونه کاری" را تصرف کرد و خود شخصاً در قلعه راجونه کاری مستقر شد.
 در همین زمان میرزا اسماعیل خان از سوی دولت وقت مامور شد تا با عده ای سربازان رزمی به تلافی قتل حاجی خان روانه مبارزه با میرغلام در مناطق یقه سنگر از توابع رستم شود و در نظر داشت تا ابتدا به زعم خودشان یاغیان ایل بار سلار را نیز سرکوب نمایند. آن زمان قلعه سهلکی دروازه نداشته و دو نفر تفنگ چی در قلعه بودند که نیروهای میرزا اسماعیل خان آنجا را تصرف می کنند و قلعه‌های "تل دعوا و سر کته" را به همراه یک نفر تفنگ چین به دست می گیرند و سپس به سوی قلعه "راجونه کاری" حرکت می کنند.
حبیب فرزند ملاامیر آن زمان مهمان حسین خان دره شوری در منطقه ماهور بوده و در قلعه، ملامهراب، فرج برادر حبیب، علیقلی، کل یاقوت، و پدرم مرحوم صفر در قلعه بودند که درگیری شروع می شود و چند نفری از جمله "مرحوم علیقلی ومرحوم کل یاقوت"کشته می شوند اما محراب و فرج دستگیر می شوند و پدرم هم با ترفندی خاص موفق به فرار می شود. خوب بعد از این تحولات و زد وخورد ها واتفاقات فراوانی در ممسنی ورستم روی داد .
نورباران: حضرتعالی خاطراتی شیرین از دوران احمدشاه قاجار دارید لطفاً بیان فرمایید ؟
همزمان با پادشاهی احمدشاه قاجار بود رضاخان به عنوان وزیر جنگ ایران با قشونی از ارتش مامور بدرقه احمدشاه قاجار می شوند. وقرار بر این بوده است تا شاه از مسیر شهرهای آباده فارس تا پل آبگینه و کمارج به بوشهر رفته واز طریق این بندر با کشتی های خارجی به فرنگ برود صولت الدوله قشقایی که قدرت بالایی در فارس، دشتستان و بوشهر داشت میزبانی وی وقشون دولتی همراهش را قبول می کند وبا تشریفات کامل نظامی و تجهیزات آراسته جنگی در مسیر آباده تا بوشهر از آنها استقبال می کند و به رسم ایلیاتی گری دو سینی طلا به احمدشاه و رضاخان هدیه می دهند. احمدشاه جواهرات را تحویل می گیرد اما رضاشاه با چوبدستی آنها را پس زده و قبول نمی کند. پس از رفتن آنها صولت الدوله قشقایی به ملاامیر بار سالار می گوید: چه دیدی؟ ملاامیر جواب می دهد:حضرت اشرف، شاه رفت، دیگر شاهی نمی بینم اما رضاخان وزیر جنگ اورا شاه می بینم اگر می توانی او را از بین ببر و خودت شاه شو و گر نه او تو را از بین می برد." صولت الدوله قشقایی می گوید: امیر لر ، نمی شود مهمان را بکشی؟ من این کار را انجام نمی دهم دیری نپایید که فرمایشات ملا امیر بار سالاری تحقق یافت و رضاشاه خود حاکم و پادشاه ایران شد ، تمامی سران عشایر را به تعداد 40 نفر بودند را به تهران احضار می کند و به آنها می گوید که حق خروج از تهران را ندارید. خوانین در نشستی تصمیم می گیرند که شاه را بکشند وبرای این کار از ترفندی استفاده می کنند که یک نفر با لباس زنانه به بهانه دادن نامه به شاه، او را بکشد که این نقشه قبل از اجرا توسط فردی نفوذی ومامور دولتی در میان آنها لو می رود و به این بهانه توسط رضا خان بیشتر خوانین کشته و چند نفری هم تبعید می شوند.
 نورباران: از ممسنی بگویید از خلع سلاح عشایر ومناطق مختلف آن ؟
 خوب به یادم می آید در سال 1311 یک ماموری بود به نام «صف شکن» که مسولیت خلع سلاح منطقه ممسنی واطراف را برعهده داشت و در جنگ با «کی لهراس باطولی» پدرم را دیده بود با عده ای سوار وتفنگ چین به منزل ما آمد ومن توسط پدر بزرگ مادری ام کا حسین عمویی که خود از کلانتران بزرگ جاوید بود سرپرستی می شدم و مرا صدا کرد و مورد محبت قرارداد و گفت: جامه ات را بگیر، و بعد دو مشت سکه در جامه ام ریخت و از پدرم که در شیراز اعدام شده بود، یادکرد. صف شکن در آن سالها برای خلع سلاح نقش به سزائی داشت و کارهای مهمی به نفع دولت وقت انجام داد اما دست روزگار در سال 1328 که جوانی رشید و تنومند بودم به همراه خوانین، برای استقبال از محمد رضاشاه پهلوی به شیراز رفته بودم در آنجا باز استوار صف شکن را دیدم که به دلیل کم لطفی وبی مهری حکومت نسبت به زحماتش با گلایه می گفت: من فارس را نظم دادم و حالا پسر هر سبزی فروش و بقال وبزازی شده سرهنگ و تیمسار و من هنوز استوار هستم.
 فارس همواره محل نزاع وکشمش وجنگ قدرت میان دولت وخوانین محلی بود بعد از کشته شدن صولت الدوله قشقایی فرزندانش ناصرخان و خسروخان به آمریکا رفتند و سال 1320 که کشور به هم ریخته بود، برگشتند و در فیروزآباد و جهرم شروع به فعالیت و جمع آوری قشون کردند. این اولین جرقه شورش عشایر علیه شاه در مناطق فارس بود که البته پادگان حنا و هنگ سمیرم نیز توسط عشایر ایل بویر احمد به فرماندهی عبدالله خان ضرغام پور محاصره و تصرف شد و به دنبال آن بیشتر مناطق نظامی به جز مراکز استان ها تصرف شد.
 نورباران: نقش جنابعالی در اینگونه حوادث چه بود؟
 خوب بعد از اعدام پدرم در شیراز و سرپرستی من توسط ملا حسین عمویی ، من راه ورسم مبارزه و جنگجویی را آموخته بودم و در میان طایفه خود بار سالار بودم و با طایفه خود در سال 1325 ما هم راهی کازرون شدیم. ابتدا تفنگ چی های فراوان ممسنی در چنارشاهیجان پاسگاه ژاندرمری را که فرمانده اش «هژبری» بود خلع سلاح کردند . فرماندهی تفنگ چی های ممسنی با مرحوم ولی خان کیانی بود و ما تحت فرماندهی وی عمل می کردیم و سپس هنگ کازرون محاصره شد و بعد از دو روز محاصره و مقاومت، هنگ تسلیم شد و در این درگیری کسی از افراد ما کشته نشد، فقط چند نفری از عشایر طایفه نمدی از ایل قشقایی کشته شدند از طایفه ما مرحوم بیژن اسدی، منوچهر سالاری، مرحوم خداخواست میرزایی و خیلی های دیگر نیز در کارزار حضورداشتند.
یک ماه بعد از فتح هنگ کازرون از ما خواستند برای فتح شیراز برویم و ما هم حرکت کردیم و در چناررهدار، نزدیک شیراز روی ثپه ای مستقر شدیم. چادر های ناصر خان قشقایی هم کنار ما بود، حدود 14 روز اطراف شیراز اردو داشتیم. واماده تصرف مرکز استان بودیم اتحاد میان همه خوانین برای جنگ بوجود آمده بود ودر حال اردوی جنگی بودیم ،آن زمان مردم با واژه رادیو اشنا نبودند و می گفتند یک قوطی ناصر خان دارد که اخبار را می گوید و گفته شاه آذربایجان را تصرف کرده است. بویراحمدی ها، جاویدی ها و رستمی ها هم اطرف قصرالدشت بودند و در قسمت غرب فارس هم قشقایی ها ، لرهای ممسنی ، دشتستانی ها و ... بودند و بالاخره سران عشایر و شاه به توافق رسیدند و نیروها هم به دیار خود برگشتند.
در اردوی اطراف شیراز فرزندان صولت الدوله حدود 800 نفر ملازم به جز نیروهای جنگی داشتند یعنی هر کدام 200 نفر. بعد از این قضایا از فارس ناصرخان و سرلشکر معینی با هم به استقبال شاه رفتند.در مناطق دیگر نیز کلانترانی بودند که به همین ترتیب با شاه دیدن کردند
نورباران: شورش های عشایر در فارس چه سودی برای مردم داشت؟
 خوب در شورش ما احساس می کردیم با دولتی غاصب که حقوق ما را نادیده می گیرد در مبارزه هستیم وبه علت فقر کاروانهای آذوقه غارت می شد تا افراد زنده بمانند و موقعی که با دولت آشتی می کردند نیز دولت وقت دوباره با شورشیان وروسای قبایل ناسازگاری می‌کرد و به تعهداتش عمل نمی کرد واین بهانه شورش های بعدی می شد و همواره آتش اختلافات شعله ور بود البته در قشون ودسته های شورشی نظم و فرماندهی حاکم بود. حتی به یاد دارم که در راه برگشت از کازرون به ولی خان بکش گفتند در قلعه سید هنگام تصرف قلعه یک نفر از نیروهایت به یک خانم اهانت کرده است و ولی خان آن شخص را احضار کرد و با چوب محکم کتک زد.
نورباران: از اصلاحات ارضی یا انقلاب سفید چیزی می دانید؟
سال 41 که اصلاحات ارضی شروع شد همه ی خوانین توافق کردند که علیه دولت وارد عمل شوند. ولی خان بکش، عبداله خان ضرغام پور بویراحمدی، ملاحسین خان ضرغام الدوله، فتح اله خان حیات داوودی، ناصرخان طاهری، خداکرم خان، حسینقلی خان و جعفرقلی خان دستگیر شدند. البته عبداله خان ضرغام پور با دولت سازش نکرد و در جریان درگیری با دولت با ترفند فریبکارانه دولت کشته شد و سهراب خان و ولی خان و بقیه خوانین در شیراز به اعدام محکوم شدند. لیکن ولی خان به دلیل کهولت سن که قانون اجازه اعدام افراد سالخورده و60 ساله را نمی داد از اعدام نجات یافت. و سهراب خان به دلیل نفوذش در دستگاه دولتی رهایی یافت.
نورباران: از درگیری معین التجاربوشهر و ممسنی ها چه می دانید؟
 اتفاقا در این مورد یک نکته ای مهم تاریخی وجود دارد که چه خوب شد سوال فرمودید که در گذشته همه تسلیم معین التجار بودند و به او مالیات می دادند چون به دستور شاه ستمگر وقت قاجار مظفر الدین شاه ممسنی را به بوشهری ها داده بودند شاید شاه قاجار فکر کرده بود ممسنی یک دهات کوچک است نه یک منطقه وسیع به این لحاظ آن را بخشید در ازای یک کشتی سلاح که بوشهری ها از انگلیس وارد کرده بودند .. و فقط ملاامیر بار سالار در این میان مقاومت می کرد واز بوشهری ها بیزار بود که او را هم دستگیر و در فهلیان به بند می کشندو در این فرصت که ملا امیر در زندان است بوشهری ها با حمایت دولت وقت وماموران او مالیات منطقه بکش، جاوید ، ماهور و دشمن زیاری را جمع می کنند و آماده خارج کردن از منطقه می شوند و در همین زمان چند نفر از هم بندی های ملاامیر که او را نمی شناختند، و از خبر جمع آوری مالیات آگاه بوده اند در زندان می گویند: کجایی ای امیر بارسالار که اجازه ندهی زندگی مردم را به عنوان مالیات دولت و بوشهری ها ببرند؟ وبا آه وحسرت ونگرانی از این ظلم سخن می گویند
ملاامیر که تا آن زمان خودش را معرفی نکرده بود، خودش را معرفی کرده و می گوید من چگونه از این زندان می توانم بیرون بروم، بعد به کمک آنها ملا امیر از زندان فرار می کند و با عجله وسریع تفنگ چین ها را جمع آوری نموده و در نرسیده به خومه زار جلوی قافله ی معین التجار را می گیرد و مالیات ها را از آنها می گیرد و بین مردم فقیر ونیازمند توزیع می کند و حتی یک گرم از آن همه اموال را هم برای خودش نمی برد و گفته‌اند:  فرزند امیرهمایون بوشهری که مسئول قافله مالیاتی بوده به تهران می رود و تحت فشار شماتت های دیگران خودکشی می کند.
بعد از این موضوع بین نیروهای معین التجار و ممسنی ها همیشه درگیر بوده و مردم زیر بار زور نمی‌رفتند. در آن زمان ابتدا نیروهای دولتی حامی معین التجار «تل دعوا» را به توپ می بندند و می گفتند وزن هر گلوله 5 کیلو بوده که بعدها به عنوان سنگ کیلو مردم از آن استفاده می کردند. بعد از تخریب تل دعوا توپ را به نزدیکی گاوشاخی و سپس برای قلعه گچگران می برند و قلعه گچگران را نیز خراب کرده و نیروهای ملاامیر به چنارشاهیجان می روند و حدود 3 سال با حمایت های صولت الدوله قشقایی آنجا ساکن می شوند.
نورباران: قدرت و حوزه‌ی نفوذ صولت الدوله چه اندازه بوده‌است؟
 خوب از میزان قدرت ایشان همین بس که محمدعلی خان کشکولی پدر الیاس خان با صولت الدوله درگیر بود و ملاامیر قصد اصلاح و سازش بین آن دو را داشته. محمدعلی خان ادعای ایلخانی داشت و دوست داشت جای صولت الدوله را بگیرد. ملاامیر که به قصد میانجی گری این دو خان قدرتمند در فعالیت بوده از سوی محمدعلی خان مورد انتقاد قرار می گیرد و در نامه ای به ملاامیر می نویسد: «آقای ملاامیر، کلاه پوستی اگر بودی مبارک، به دوش صاحبش بودی مبارک».
 خوب سر انجام موسم صلح و آشتی که فراهم می شود و صولت الدوله و محمدعلی خان خواستند صلح کنند، هزار سوار همراه محمدعلی خان به منزل صولت الدوله قشقایی رفتند که هزار نفر این هزار اسب را نگه داشتند و هزار پای بند به اسب ها زدند و هزار توبره ی علوفه به گردن حیوانات آویزان کردند و هزار قره جل را روی آنها گذاشتند ... محمدعلی خان با دیدن این همه امکانات و قدرت خان بزرگ قشقایی گفت: من نباید با صولت الدوله درگیر می شدم چون حتی توان تهیه هزار پابند را نداشتم چه برسد به این همه تشریفات و امکانات. که بعدها محمد علی خان که نیز خان بزرگی بود از دشمنی خود ابراز پشیمانی کرد
 ملاامیر تعریف می کرد: «صولت الدوله انسان قوی و بزرگی بود و موقع ورودش به شیراز در یک زمانی هزار تاجر به استقبال او می رفتند.
نورباران: وضعیت معیشتی مردم در آن زمان چگونه بود؟
یادم هست در زمان رضاخان به اندازه ای فقر و بیچارگی بود که مردم می گفتند: لباس موقع نو بودن فیس دارد و موقع پرو زدن هم همینطور یعنی دوبار افتخار داشت . مردم لباس به تن نداشتند و آنهایی هم که لباس داشتند مندرس و کهنه بود. آدم بود که فقط برای قوت روزانه اش کار می کرد که اصطلاحاً به آن کار «نون کمی» می گفتند. یعنی سیر کردن شکمشان
 بنده خودم از پدر بزرگم»کاحسین» عمویی که به مناطق مختلف وروستا ها می رفت، شنیدم که تعریف می کرد: دریک منطقه ای دیدم یک زنی دارد نان کلگ درست می کند و این نان کلگ ها یا نان بلوط ها آنقدر زیاد بودند که با خودم گفتم: خدایا این همه نان برای یک گروه است و او می خواهد این همه نان را چکار کند؟ در این حین دیدم که بعد از آماده شدن نان از داخل یک آغل (محل نگهداری گوسفند) یازده پسر قد ونیم قد وبزرگ بیرون آمدند که هیچ گونه لباسی هم به تنشان نبود. لخت مادر زاد بودند کلگ بلوط ها را خوردند و به آغل برگشتند که با خودم گفتم: خدایا در حکمتت در حیرتم جایی که سر هست کلاه نیست ؟ و جایی که کلاه هست سر نیست.»
 نورباران: اصولا نام برخی مکان‌های تاریخی قلعه نامیده می شود مثلا «قلعه گل»، « قلعه گلاب»، «قلعه سفید» یا «قلعه کهنه». در این مورد چه می دانید ؟
در آن زمان ساکنان هر منطقه برای حفاظت ازافراد خود یک قلعه داشتند . که این قلعه ها را محکم می ساختند در مرکز نورآباد قلعه کهنه از مهمترین آنها بود. بیشتر قلعه ها خشتی بود اما قلعه کهنه از گچ و سنگ بود و گنجایش حدود 20 الی 30 خانواده را داشت و در زمان شریف خان بکش ساخته شده بود. محمدخان انسانی شریف و با غیرت و ناموس پرستی بود و اگر در شهر زنی را بدون چادر می دید او و شوهرش را مواخذه می کرد. وبه جد طرفدار پاکی و عفت و نوامیس ممسنی و ایرانی بود.
 نورباران: ولی خان چگونه مالک شابیر در کازرون شد؟
مرحوم ولی خان فرد مقتدری بود در شیراز با همکاری یک تاجر ثروتمند مقداری چایی می خرد و بعد از مدتی چایی در بازار گران می شود و از سود حاصله از معامله با پرداخت مبلغی معادل سیصد هزار تومان آن زمان ولی خان ملک شابیر را که از حدود قلعه زغالی نزدیک چنارشاهیجان تا حکیم باشی بود می خرد و مرحوم حاج عوض و من و مرحوم فریبرز سرخابی، مرحوم خداخواست میرزایی، مرحوم امیرحمزه شریفی و مرحوم بیژن اسدی به عنوان محافظت از ان املاک به آنجا رفتیم و حتی یک قلعه در حاجی آباد ساختیم تا اینکه بعد از مدتی ملک را به حسن خان هوشمند و غلامعلی جوکار اجاره داد و بعدها در زمان اصلاحات ارضی، دولت آن ا ملاک را به مردم واگذار کرد.
نورباران: آیا خوانین ممسنی برای لغو موقوفه بوشهری ها اقدامی نکردند؟
 بلی تلاش های فراوانی شد از سوی کلانتران و مردم و حتی رضاشاه هم فهمید که املاک ممسنی را بوشهری ها با پارتی و بی حساب وکتاب بدست اورده اند وحتی گفته می شد که به علت لر نشین بودن ممسنی ودشمنی قاجار ها با مردم لر این ظلم به آنان روا شده است و املاک ممسنی را بوشهری ها به دست آورده اند و رضاه شاه هم بوشهری ها را از ایران اخراج کرد خواست ملک را از آنها بگیرد. لیکن با شیطنت بوشهری ها ملک وقف شد ودست دولت بسته شد
نورباران: چگونگی اعدام پدرتان را بگویید ؟
 به علت درگیری در «ملای نعل» حوالی «گلگون» و «چنارشاهیجان» یک نظامی کشته شد و مظنون اصلی این درگیری «ملاحبیب» اعلام شد و هر چقدر پدرم و دیگران او را نصیحت کردند که از آبادی بیرون نرود، او گوش نکرد و دستگیر شد اما پدرم ملاصفر در درگیری با نظامی ها وقتل انها اصلاً حضور نداشتند لیکن یک افسر دولتی که با پدرم بد بود وقبلا سابقه درگیری داشتند در دادگاه نظامی شهادت ناحق داد و پدرم در بیداد گاه شاه به جرم های دسته کشی وقتل نظامیان به اعدام محکوم و کشته شد در حالی که اصلاً در آن صحنه درگیری حضورنداشت و حتی در زندان شیراز هم که بود می توانست فرارکند اما به خاطر دوستانش از این کار خودداری کرد. وبعد ها دولت برای سکونت دادن مردم وشورشی ها به فکر کار و شغل افتادند و بعد از اصلاحات ارضی شرکت تولید در گچگران تاسیس شد و سرمایه اولیه شرکت را اهالی سهلکی و گچگران تامین کردند و در سال 41 و 42 هر نفر حدود چهار هزار تومان سرمایه گذاری کردند و این شرکت تا سال ها برقرار بود و به مردم سرویس می داد اما چندین سال است در حال ضرردادن است و سرنوشتش معلوم نیست.
نورباران: با تشکر از وقتی که در اختیار ما نوربارانی‌ها و خوانندگان این نشریه قرار دادید.

 


 

درباره مصاحبه ,
نورباران بازدید : 1602 چهارشنبه 10 دي 1393 زمان : 21:6 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط سید ناقلا در تاریخ 1393/10/10 و 22:07 دقیقه ارسال شده است

سلام خسته نباشد به منم سر بزنید


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
همه ی کسانی که دستی در کار چاپ و انتشار دارند می دانند که بیرون آوردن یک نشریه چه مشقاتی دارد اما قدمی برداشته شده و باید سعی در ادامه ی آن به بهترین صورت ممکن را داشت و در این راه نیاز به مساعدت و همکاری همه ی اهل فن صاحبان اندیشه و قلم داریم و امیدواریم که بتوانیم مکانی برای بیان نظرات و اندیشه دوستانمان که همه ی هم شهرستانی هایمان در شهرستانهای ممسنی و رستم است باشیم و آنها نیز ما را از ارائه ی هرگونه مطلب ، نوشته ، پیشنهاد و انتقاد محروم ننمایند و نشریه ی نورباران را مکانی برای بیان آنها بدانند و ما هم سعی و تلاش خواهیم کرد که این نشریه این فرصت را به همه ی افراد با هر دیدگاه و نظری بدهد هر چند با آن مخالف باشیم . آدرس دفتر نشریه : نورآباد ممسنی – میدان معلم،خ کشاورز ، منازل سازمانی ، سمت چپ درب چهارم noorbaran99@yahoo.com noorbaran90@gmail.com پیامگیر: 30005825000019
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • وبلاگ روستای دهنو مرکزی
  • اخبار ستاد نمازجمعه ممسنی
  • مالکی- خبری-تحلیلی و اجتماعی
  • آپدیت آنلاین نود 32
  • خبر نورآباد
  • اداره راه وشهر سازی ممسنی
  • پایگاه خبری سرزمین سبز
  • شهر خبر
  • امید آل امیر
  • سایت خبری اداره ارشاد رستم
  • پایگاه اطلاع رسانی صالحین ممسنی
  • جامعه ایران
  • رجا نیوز
  • بانک وبلاگی ممسنی و رستم
  • سایت تخصصی شعر لری
  • بسیج دانش آموزی ممسنی
  • احمدرضا رنجبر
  • هیئت کاراته شهرستان ممسنی
  • تاریخ اصفهان
  • اخبار شهرستان های ممسنی و رستم
  • دهتینـــــــــــــــی
  • محسن زارعی
  • وبلاگ جوانان ممسنی و رستم
  • رستم وطن
  • مطبوعات فارس
  • دنیای تفریح و سرگرمی
  • وب سایت شهرستان رستم
  • امیرحشمت اله رحیمی بویراحمدی
  • سایت موزیک-گالری عکس
  • ممسنی وب
  • مهرزاد احمدی
  • پایگاه خبری شهرستان های ممسنی و رستم
  • امرالله یوسفی
  • مراسخون
  • خبرگزاری ندای رستم
  • پل فهلیان
  • ممسنی و رستم
  • عبدالرضا مرادی
  • مشایخ
  • فهلیان
  • پارینه برد
  • فردین علمداری
  • ناول دانلود
  • دیار ممسنی
  • چهره های موفق شهرستان ممسنی
  • پرسش و پاسخ در رستم
  • سایرت لری
  • امیر ایوب
  • سرزمین ادب و فرهنگ
  • بردنگان
  • لیدوما
  • فــــــرهـــنـــگ...تــــاریــــخ...ایران،فارس،ممسنی
  • ادیب عربی
  • به تکرار تمام با تو بودن ها
  • شکوفه های خاموشی
  • سایت ممسنی
  • به یاد اسماعیل عزیز
  • ممسنی .مورکی جاوید.بهلو.دیار خوبان
  • رستم شهر
  • دکتر مرتضی اشرافی
  • ماهور نیوز
  • محمدکریم حیدری-تهران
  • شولستان
  • ماهنامه لیدوما
  • درخید رستم
  • اخبار ممسنی
  • داریوش بادپا
  • ماهور زادگاه من
  • روستای بابامنیر
  • دیار دشمن زیاری
  • دشمن زیاری
  • سردشت
  • سایت خفرک
  • سرزمین لر
  • وبلاگ تخصصی مهندسی برق
  • غزل های علی قیصری
  • ممسنی جوان
  • احمد خاکیان
  • خبرگزاری شهرستان رستم
  • سامانه پیامک پارس لیدوما
  • روستاهای ایران-دانش بومی
  • دهیاری روستای حسین آباد
  • هیئت اباالفضل العباس ع شهرستان نورآباد ممسنی
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • آرشیو
  • جمعه 01 خرداد 1394
  • سه شنبه 25 فروردين 1394
  • دوشنبه 24 فروردين 1394
  • شنبه 22 فروردين 1394
  • جمعه 21 فروردين 1394
  • پنجشنبه 20 فروردين 1394
  • چهارشنبه 19 فروردين 1394
  • سه شنبه 18 فروردين 1394
  • دوشنبه 17 فروردين 1394
  • يکشنبه 16 فروردين 1394
  • شنبه 15 فروردين 1394
  • جمعه 14 فروردين 1394
  • پنجشنبه 13 فروردين 1394
  • چهارشنبه 12 فروردين 1394
  • شنبه 23 اسفند 1393
  • دوشنبه 11 اسفند 1393
  • چهارشنبه 06 اسفند 1393
  • سه شنبه 05 اسفند 1393
  • دوشنبه 04 اسفند 1393
  • يکشنبه 03 اسفند 1393
  • شنبه 02 اسفند 1393
  • جمعه 01 اسفند 1393
  • پنجشنبه 30 بهمن 1393
  • چهارشنبه 29 بهمن 1393
  • يکشنبه 12 بهمن 1393
  • شنبه 11 بهمن 1393
  • پنجشنبه 09 بهمن 1393
  • چهارشنبه 08 بهمن 1393
  • سه شنبه 07 بهمن 1393
  • دوشنبه 06 بهمن 1393
  • يکشنبه 05 بهمن 1393
  • شنبه 04 بهمن 1393
  • جمعه 03 بهمن 1393
  • پنجشنبه 02 بهمن 1393
  • چهارشنبه 01 بهمن 1393
  • دوشنبه 29 دی 1393
  • شنبه 27 دی 1393
  • جمعه 26 دی 1393
  • پنجشنبه 25 دی 1393
  • چهارشنبه 24 دی 1393
  • سه شنبه 23 دی 1393
  • دوشنبه 22 دی 1393
  • يکشنبه 21 دی 1393
  • شنبه 20 دی 1393
  • جمعه 19 دی 1393
  • پنجشنبه 18 دی 1393
  • چهارشنبه 17 دی 1393
  • دوشنبه 15 دی 1393
  • يکشنبه 14 دی 1393
  • شنبه 13 دی 1393
  • جمعه 12 دی 1393
  • چهارشنبه 10 دی 1393
  • دوشنبه 08 دی 1393
  • يکشنبه 07 دی 1393
  • شنبه 06 دی 1393
  • دوشنبه 01 دی 1393
  • دوشنبه 17 آذر 1393
  • پنجشنبه 13 آذر 1393
  • چهارشنبه 12 آذر 1393
  • سه شنبه 11 آذر 1393
  • دوشنبه 10 آذر 1393
  • يکشنبه 09 آذر 1393
  • شنبه 08 آذر 1393
  • جمعه 07 آذر 1393
  • پنجشنبه 06 آذر 1393
  • سه شنبه 20 آبان 1393
  • دوشنبه 19 آبان 1393
  • يکشنبه 18 آبان 1393
  • شنبه 17 آبان 1393
  • دوشنبه 05 آبان 1393
  • يکشنبه 04 آبان 1393
  • شنبه 03 آبان 1393
  • جمعه 02 آبان 1393
  • پنجشنبه 01 آبان 1393
  • چهارشنبه 30 مهر 1393
  • سه شنبه 29 مهر 1393
  • دوشنبه 28 مهر 1393
  • يکشنبه 27 مهر 1393
  • سه شنبه 22 مهر 1393
  • شنبه 19 مهر 1393
  • جمعه 18 مهر 1393
  • پنجشنبه 17 مهر 1393
  • چهارشنبه 16 مهر 1393
  • سه شنبه 15 مهر 1393
  • دوشنبه 14 مهر 1393
  • يکشنبه 13 مهر 1393
  • شنبه 12 مهر 1393
  • پنجشنبه 10 مهر 1393
  • دوشنبه 17 شهريور 1393
  • جمعه 14 شهريور 1393
  • پنجشنبه 13 شهريور 1393
  • چهارشنبه 12 شهريور 1393
  • سه شنبه 11 شهريور 1393
  • دوشنبه 10 شهريور 1393
  • يکشنبه 09 شهريور 1393
  • شنبه 08 شهريور 1393
  • چهارشنبه 05 شهريور 1393
  • سه شنبه 04 شهريور 1393
  • دوشنبه 03 شهريور 1393
  • يکشنبه 02 شهريور 1393
  • شنبه 01 شهريور 1393
  • پنجشنبه 23 مرداد 1393
  • پنجشنبه 16 مرداد 1393
  • سه شنبه 14 مرداد 1393
  • دوشنبه 13 مرداد 1393
  • يکشنبه 12 مرداد 1393
  • جمعه 10 مرداد 1393
  • پنجشنبه 09 مرداد 1393
  • چهارشنبه 08 مرداد 1393
  • سه شنبه 07 مرداد 1393
  • دوشنبه 06 مرداد 1393
  • چهارشنبه 25 تير 1393
  • شنبه 21 تير 1393
  • جمعه 20 تير 1393
  • پنجشنبه 19 تير 1393
  • چهارشنبه 18 تير 1393
  • سه شنبه 17 تير 1393
  • يکشنبه 15 تير 1393
  • پنجشنبه 12 تير 1393
  • سه شنبه 10 تير 1393
  • دوشنبه 09 تير 1393
  • چهارشنبه 04 تير 1393
  • سه شنبه 03 تير 1393
  • دوشنبه 02 تير 1393
  • يکشنبه 01 تير 1393
  • شنبه 31 خرداد 1393
  • جمعه 30 خرداد 1393
  • پنجشنبه 29 خرداد 1393
  • يکشنبه 25 خرداد 1393
  • شنبه 24 خرداد 1393
  • پنجشنبه 22 خرداد 1393
  • چهارشنبه 21 خرداد 1393
  • يکشنبه 11 خرداد 1393
  • شنبه 10 خرداد 1393
  • جمعه 09 خرداد 1393
  • پنجشنبه 08 خرداد 1393
  • چهارشنبه 07 خرداد 1393
  • دوشنبه 05 خرداد 1393
  • شنبه 03 خرداد 1393
  • جمعه 02 خرداد 1393
  • پنجشنبه 01 خرداد 1393
  • سه شنبه 23 ارديبهشت 1393
  • دوشنبه 22 ارديبهشت 1393
  • يکشنبه 21 ارديبهشت 1393
  • شنبه 20 ارديبهشت 1393
  • جمعه 19 ارديبهشت 1393
  • پنجشنبه 18 ارديبهشت 1393
  • چهارشنبه 17 ارديبهشت 1393
  • سه شنبه 16 ارديبهشت 1393
  • دوشنبه 15 ارديبهشت 1393
  • چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393
  • سه شنبه 09 ارديبهشت 1393
  • دوشنبه 08 ارديبهشت 1393
  • يکشنبه 07 ارديبهشت 1393
  • شنبه 06 ارديبهشت 1393
  • جمعه 05 ارديبهشت 1393
  • سه شنبه 02 ارديبهشت 1393
  • يکشنبه 24 فروردين 1393
  • شنبه 23 فروردين 1393
  • جمعه 22 فروردين 1393
  • پنجشنبه 21 فروردين 1393
  • چهارشنبه 20 فروردين 1393
  • دوشنبه 18 فروردين 1393
  • يکشنبه 17 فروردين 1393
  • شنبه 16 فروردين 1393
  • چهارشنبه 06 فروردين 1393
  • دوشنبه 04 فروردين 1393
  • چهارشنبه 21 اسفند 1392
  • سه شنبه 20 اسفند 1392
  • دوشنبه 19 اسفند 1392
  • سه شنبه 13 اسفند 1392
  • دوشنبه 12 اسفند 1392
  • يکشنبه 04 اسفند 1392
  • شنبه 03 اسفند 1392
  • جمعه 02 اسفند 1392
  • پنجشنبه 01 اسفند 1392
  • چهارشنبه 30 بهمن 1392
  • دوشنبه 28 بهمن 1392
  • يکشنبه 27 بهمن 1392
  • شنبه 26 بهمن 1392
  • دوشنبه 21 بهمن 1392
  • سه شنبه 15 بهمن 1392
  • دوشنبه 14 بهمن 1392
  • يکشنبه 13 بهمن 1392
  • شنبه 12 بهمن 1392
  • جمعه 11 بهمن 1392
  • پنجشنبه 10 بهمن 1392
  • چهارشنبه 09 بهمن 1392
  • سه شنبه 08 بهمن 1392
  • يکشنبه 06 بهمن 1392
  • جمعه 04 بهمن 1392
  • سه شنبه 01 بهمن 1392
  • دوشنبه 30 دی 1392
  • يکشنبه 29 دی 1392
  • شنبه 28 دی 1392
  • جمعه 27 دی 1392
  • پنجشنبه 26 دی 1392
  • چهارشنبه 25 دی 1392
  • سه شنبه 24 دی 1392
  • دوشنبه 23 دی 1392
  • يکشنبه 22 دی 1392
  • شنبه 21 دی 1392
  • پنجشنبه 19 دی 1392
  • يکشنبه 15 دی 1392
  • شنبه 14 دی 1392
  • جمعه 13 دی 1392
  • پنجشنبه 12 دی 1392
  • چهارشنبه 11 دی 1392
  • سه شنبه 10 دی 1392
  • دوشنبه 09 دی 1392
  • يکشنبه 08 دی 1392
  • شنبه 07 دی 1392
  • چهارشنبه 04 دی 1392
  • يکشنبه 01 دی 1392
  • شنبه 30 آذر 1392
  • پنجشنبه 28 آذر 1392
  • چهارشنبه 27 آذر 1392
  • سه شنبه 26 آذر 1392
  • دوشنبه 25 آذر 1392
  • يکشنبه 24 آذر 1392
  • شنبه 23 آذر 1392
  • جمعه 22 آذر 1392
  • سه شنبه 19 آذر 1392
  • شنبه 16 آذر 1392
  • چهارشنبه 13 آذر 1392
  • سه شنبه 12 آذر 1392
  • يکشنبه 10 آذر 1392
  • يکشنبه 03 آذر 1392
  • پنجشنبه 30 آبان 1392
  • چهارشنبه 29 آبان 1392
  • سه شنبه 28 آبان 1392
  • يکشنبه 26 آبان 1392
  • جمعه 24 آبان 1392
  • دوشنبه 20 آبان 1392
  • پنجشنبه 16 آبان 1392
  • يکشنبه 12 آبان 1392
  • شنبه 11 آبان 1392
  • جمعه 10 آبان 1392
  • چهارشنبه 01 آبان 1392
  • سه شنبه 30 مهر 1392
  • دوشنبه 29 مهر 1392
  • يکشنبه 28 مهر 1392
  • شنبه 27 مهر 1392
  • جمعه 26 مهر 1392
  • چهارشنبه 24 مهر 1392
  • سه شنبه 16 مهر 1392
  • دوشنبه 15 مهر 1392
  • يکشنبه 14 مهر 1392
  • شنبه 13 مهر 1392
  • جمعه 12 مهر 1392
  • پنجشنبه 11 مهر 1392
  • چهارشنبه 10 مهر 1392
  • سه شنبه 09 مهر 1392
  • دوشنبه 08 مهر 1392
  • شنبه 06 مهر 1392
  • جمعه 22 شهريور 1392
  • پنجشنبه 21 شهريور 1392
  • سه شنبه 19 شهريور 1392
  • دوشنبه 18 شهريور 1392
  • جمعه 15 شهريور 1392
  • پنجشنبه 14 شهريور 1392
  • چهارشنبه 13 شهريور 1392
  • يکشنبه 10 شهريور 1392
  • سه شنبه 29 مرداد 1392
  • دوشنبه 28 مرداد 1392
  • چهارشنبه 23 مرداد 1392
  • دوشنبه 21 مرداد 1392
  • چهارشنبه 16 مرداد 1392
  • دوشنبه 14 مرداد 1392
  • جمعه 11 مرداد 1392
  • پنجشنبه 10 مرداد 1392
  • پنجشنبه 20 تير 1392
  • دوشنبه 17 تير 1392
  • يکشنبه 16 تير 1392
  • شنبه 08 تير 1392
  • شنبه 01 تير 1392
  • پنجشنبه 30 خرداد 1392
  • شنبه 28 ارديبهشت 1392
  • يکشنبه 15 ارديبهشت 1392
  • سه شنبه 10 ارديبهشت 1392
  • يکشنبه 08 ارديبهشت 1392
  • سه شنبه 03 ارديبهشت 1392
  • شنبه 17 فروردين 1392
  • جمعه 27 بهمن 1391
  • شنبه 21 بهمن 1391
  • پنجشنبه 19 بهمن 1391
  • شنبه 14 بهمن 1391
  • چهارشنبه 04 بهمن 1391
  • جمعه 29 دی 1391
  • سه شنبه 05 دی 1391
  • سه شنبه 28 آذر 1391
  • يکشنبه 26 آذر 1391
  • دوشنبه 20 آذر 1391
  • جمعه 17 آذر 1391
  • سه شنبه 23 آبان 1391
  • جمعه 12 آبان 1391
  • چهارشنبه 19 مهر 1391
  • سه شنبه 18 مهر 1391
  • شنبه 15 مهر 1391
  • جمعه 07 مهر 1391
  • جمعه 31 شهريور 1391
  • جمعه 17 شهريور 1391
  • جمعه 20 مرداد 1391
  • پنجشنبه 19 مرداد 1391
  • يکشنبه 15 مرداد 1391
  • چهارشنبه 11 مرداد 1391
  • دوشنبه 09 مرداد 1391
  • جمعه 30 تير 1391
  • چهارشنبه 28 تير 1391
  • سه شنبه 20 تير 1391
  • سه شنبه 13 تير 1391
  • يکشنبه 07 خرداد 1391
  • جمعه 05 خرداد 1391
  • جمعه 15 ارديبهشت 1391
  • سه شنبه 12 ارديبهشت 1391
  • جمعه 01 ارديبهشت 1391
  • جمعه 25 فروردين 1391
  • پنجشنبه 17 فروردين 1391
  • سه شنبه 23 اسفند 1390
  • يکشنبه 23 بهمن 1390
  • دوشنبه 23 آبان 1390
  • دوشنبه 07 شهريور 1390
  • چهارشنبه 23 آبان 1380
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 1239
  • کل نظرات : 313
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 15
  • آی پی امروز : 24
  • آی پی دیروز : 61
  • بازدید امروز : 151
  • باردید دیروز : 397
  • گوگل امروز : 2
  • گوگل دیروز : 14
  • بازدید هفته : 3,662
  • بازدید ماه : 10,418
  • بازدید سال : 87,693
  • بازدید کلی : 769,426